سرود عشق،وب لژیون همسفر شهلا
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
درباره وبلاگ


سلام به جمع دوستان محبت، آن عزیزانی که دور هم جمع شده‌اند تا محبت خویش را نشانی از محبت بیکران بدانند، ما همه برای انسان‌هایی چون شما، احترام انسانی، قائل هستیم و امیدواریم این نشان را هیچ وقت از یاد نبرید. فقط توفیق شمارا در پایان این راه از الله می‌خواهیم. در این مکان شما، دل‌هایی هستند که می‌خواهند بدانند که آیا می‌شود به آن درجه، ارتقا یافت که هیچ موضوع دیگری به طور مشکل مطرح نشود؟ البته به دو طریق می‌شود با تفکر و بی تفکر.
به تک تک انسان‌ها میگوییم که در پایان یک نقطه و آغاز نقطه دیگر آتچه با خود می‌خواهند همراه داشته باشند با تفکر و اندیشه باشد، بدون هیچ ترس و خوف می‌توانید به بلندترین سلسله جبال‌ها، راه بیابید.
دعای خیر ما همراه شما می‌باشد.
و این وبلاک متعلق به لژیون همسفر شهلا در شعبه شیخ بهایی اصفهان می‌باشد

مدیر وبلاگ : شهلا شیخ
شنبه 11 شهریور 1396 :: نویسنده : شهلا شیخ
از رنج تا گنج

 به قلم هم‌سفر آذر

هرروز به درگاه خداوند نالان و گریان می‌کوبیدم که چه کنم؟ هنوز امیدی در من ریشه داشت و صدایی که مرا می‌خواند و دعوت به آرامش می‌کرد که اگر او بخواهد روشنی می‌آید.....

                                                                           

زندگی ما هم‌سفران حکایتی است ناگفتنی، اما دوست دارم این حکایت را بازگو کنم چون باید یاد گرفت از این حکایت‌ها صبوری کردن را.


یادم می‌آید که کودکی 10 ساله بودم آخر هفته‌ها همیشه مهمان داشتیم مهمان‌هایمان از روستا  می‌آمدند دایی‌هایم بودند، وقتی‌که می‌آمدند بساط پیک‌نیک به پا می‌شد و همه دورهم تریاک می‌کشیدند، پدرم نیز همراهی‌شان می‌کرد کم‌کم مادرم هم به جمعشان پیوست.

ما درس می‌خواندیم و بزرگ می‌شدیم وقتی برادرم از سربازی برگشت او هم سیگار می‌کشید و وقتی به عسلویه رفت برای کار و برگشت دیگر یک مصرف‌کننده حرفه‌ای بود.

مهروموم‌ها شاهد زجر کشیدن و مشکلات خانواده مصرف‌کننده‌ام بودم سه عزیزی که چون شمع در برابر چشمانم ذوب می‌شدند و من حیران و سرگردان، فکر می‌کردم دنیا به آخر رسیده و تنها راه نجات من فرار از دست خانواده است.

پدر در اثر بیماری قلب و ریه و افسردگی درگذشت و مادرم با باری از غصه تنها ماند و مونس مادر شد دود و گاز و سیخ و ...

وقتی از سرکار برمی‌گشتم همیشه با صحنه مصرف مواد روبه‌رو  بودم، مادرم علنی مصرف می‌کرد و برادرم مخفیانه. من از آن خانه رفتم، فرار کردم تا دیگر شاهد رنج خودم و بقیه  نباشم اما همیشه غمی درون سینه داشتم که چه خواهد شد؟

ازدواج کردم فکر می‌کردم با فرار از خانواده و پناه بردن به ازدواج مشکلم حل خواهد شد اما چه شد؟ شدم همسر یک مصرف‌کننده حرفه‌ای آمفتامین  که فرزند 30 روزه شیرخواره مرا شبانه ربود و تا دو سال و نیم بعد من از او خبر نداشتم و اصلاً نمی‌دانم کجا بود دیگر از من به نظر شما چیزی باقی‌مانده بود؟!

مانند انسانی بودم که مرا بالای دار برده بودند و صندلی را کشیدند اما طناب دار پاره شد و زنده ماندم، روزها در اتاقم می‌نشستم و داروهای اعصابم را مصرف می‌کردم و فکر می‌کردم که باید چه کرد؟

هرروز به درگاه خداوند نالان و گریان می‌کوبیدم که چه کنم؟ هنوز امیدی در من ریشه داشت و صدایی که مرا می‌خواند و دعوت به آرامش می‌کرد که اگر او بخواهد روشنی می‌آید تا اینکه روزی برادرم از طریق تلگرام آرم کنگره را برایم فرستاد و نوشت می‌خواهم برای درمان به اینجا بروم آیا به من کمک می‌کنی؟ بر خواستم و رو به آسمان ایستادم و گفتم می‌دانستم که مرا رها نکرده‌ای انگار مثل یخی که گرمای خورشید٬ وجودش را گرم می‌کند قطره‌قطره ذوب می‌شدم و احیا می‌شدم و از گرمای من کانون خانواده گرم‌تر. خانواده من با کنگره 60 آشنا شدند مادرم نیز تمایل به درمان دارد اکنون‌که این دل نوشته را می‌نویسم خوشحالم بابت اینکه قدم در راهی می‌گذاریم که پایان آن چیزی جز شفای روح و جسم نیست نمی‌دانم به کدامین موجود خدمت کردم که بازتاب آن برایم ارمغانی چون کنگره 60 بود. آرامم همچون رودی زلال که هرروز شفاف‌تر می‌شود و می‌آموزد چگونه پرتو خورشید را انعکاس دهد برای ورود مسافرانم به کنگره تا با رود هم‌آوا شوند و همه باهم سرود یکدلی و رهایی برای مسافران دیگر باشیم خوشحالم برای خودم و تمامی انسان‌هایی که به رهایی رسیده‌اند و خواهند رسید.

 خدا قوت مهندس دژاکام، خدا قوت اعضای کنگره 60، خدا قوت هم‌سفران و مسافران و التماس دعا. 

نویسنده هم‌سفر آذر ره‌جوی خانم شهلا





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :