سرود عشق،وب لژیون همسفر شهلا
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
درباره وبلاگ


سلام به جمع دوستان محبت، آن عزیزانی که دور هم جمع شده‌اند تا محبت خویش را نشانی از محبت بیکران بدانند، ما همه برای انسان‌هایی چون شما، احترام انسانی، قائل هستیم و امیدواریم این نشان را هیچ وقت از یاد نبرید. فقط توفیق شمارا در پایان این راه از الله می‌خواهیم. در این مکان شما، دل‌هایی هستند که می‌خواهند بدانند که آیا می‌شود به آن درجه، ارتقا یافت که هیچ موضوع دیگری به طور مشکل مطرح نشود؟ البته به دو طریق می‌شود با تفکر و بی تفکر.
به تک تک انسان‌ها میگوییم که در پایان یک نقطه و آغاز نقطه دیگر آتچه با خود می‌خواهند همراه داشته باشند با تفکر و اندیشه باشد، بدون هیچ ترس و خوف می‌توانید به بلندترین سلسله جبال‌ها، راه بیابید.
دعای خیر ما همراه شما می‌باشد.
و این وبلاک متعلق به لژیون همسفر شهلا در شعبه شیخ بهایی اصفهان می‌باشد

مدیر وبلاگ : شهلا شیخ

«نوشتار سی دی اهمیت خواب شب و بیداری در صبح زود»

استاد: آقای امین


اگر این انرژی بدست نیاید و کسی نتواند شب‌ها بخوابد اتفاق بدی برایش می‌افتد مجبورهست زنده بماند و برای اینکه زنده بماند باید انرژی را از گوشت و پوست و استخوان بیرون بکشد و خرج کند و آدمی که شب‌ها نمی‌خوابد واقعاً انسان بیچاره و همیشه در عذاب است ؛

آقای امین: یادم هست آن موقع از کسی ناراحتی نداشتم خانواده دوستان اطرافیان از کسی دلخوری یا ناراحتی نداشتم یا اینکه بنشینم ساعت‌ها فکر کنم که چرا این کار را کرد و از این چیزها نبود حسم خوب بود آدم‌های اطرافم را دوست داشتم و این گذشت ؛ تقریباً در سن ۱۳، ۱۴ سالگی یواش‌یواش خراب شد و دبیرستانی شدم  یک وقت‌هایی ۲ و ۳ شب می‌خوابیدم و ۶ و ۷ صبح مجبور بودم بیدار شوم و این قضیه ادامه پیدا کرد . تا دانشگاه هم همین‌طوری بود از دانشگاه که رفت جلوتر کلاً خوابم قطع شد می‌شد چند شب ۴ و ۵ صبح می‌خوابیدم (سال ۸۴-۸۵) جهان‌بینی من خوب کار نمی‌کرد هر کاری می‌کردم حالم خوب نمی‌شد . نهایتاً من رفتم پار ک لاله خیلی هم سخت بود چون ساعت ۵ صبح می‌خوابیدم ساعت ۶ صبح حمید می‌آمد دنبالم یعنی من نیم ساعت یا فوقش یک ساعت بیشتر نمی‌توانستم بخوابم.

ماه اول و دوم برای من خیلی سخت بود چون تا یک ساعت چرت می‌زدم تا برسم به پارک ؛فصل سرما بود خوب بود ؛داخل پارک می‌نشستیم تا نیم ساعت طول می‌کشید تاحال من خوب شود برای اینکه حال من خوب به شه دبیری می‌کردم که خواب از سر من به پره و یواش یواش یک انرژی در خودم حس می‌کردم بعد که می آمدم خانه تا ساعت ۹ تا ۱۲ می‌خوابیدم و مهم این بود که صبح را از خانه بیرون می‌رفتم سختی را به خودم هموار می‌کردم یکی دوماه گذشت خواب من از ۵ صبح اومد به چهار و بعد دو و سه صبح تااینکه رسید به یازده  و ۱۲ شب متوقف شد ۱۲ شب می‌خوابیدم و ۶ صبح بیدار می‌شدم و وقتی هم از پارک به خانه  می‌رفتم دیگه نمی‌خوابیدم فقط بعد ازظهر گاهی در حد یک چرت زدن بود.

دوسال من تقریباً پارک لاله رفتم تا خوابم ؛ نه صد در صد ولی ۵۰ درصد درست شد. چون من بیوشیمی خودم مشکل داشت ولی برای کسی که سفر اولی هست و داره سفر میکنه صددرصد درست می‌شود.

علت اینکه خواب بهم میریزه و اینکه چه اتفاقاتی برای بدن می‌افتد ؛ کلیدش رو خشم بود.

موقعی که انسان میره به رختخواب و به انرژی نیاز داره ؛ انسان برای ادامه حیات خود به شارژ شدن نیاز دارد باید انرژی را که از دست داده است را بدست بیاورد اگر این انرژی بدست بیاد بدن در حال آرامش قرار می‌گیرد و می تواند کار هایش را انجام بدهد. اگر این انرژی بدست نیاید و کسی نتواند شب‌ها بخوابد اتفاق بدی برایش می‌افتد مجبورهست زنده بماند و برای اینکه زنده بماند باید انرژی را از گوشت و پوست و استخوان بیرون بکشد و خرج کند و آدمی که شب‌ها نمی‌خوابد واقعاً انسان بیچاره و همیشه در عذاب است ؛ چون باید در طول روز انرژی را از ذخیره خودش استفاده کند و با سختی زیاد معمولاً کسی که شب‌ها نمی‌تواند درست بخوابد و خواب سطحی دارد و تا ساعت ۱ و ۲ بعدازظهر آدم خودش نیست ؛ مغزش درست کار نمیکند و حافظه اش ؛ از ساعت ۲ و ۳ بعدازظهر که همه می‌خواهند استراحت کنند حالش خوب میشود و سرحال می‌شود.

 

برای اینکه شخص بتواند به خواب برود باید امواج مغزی و فرکانس بباد پایین یعنی باید ذهن آرام باشد وقتی ذهن آرام شد و هرچقدر ذهن آرام‌تر باشد خواب عمیق تر است و شخص عملاً توی فاز و شرایطی قرار می‌گیرد و میتواند از هستی و کائنات انرژی مورد نیاز را جذب می‌کند مثل همان ماشینی که در جایگاه دولتی بنزین میزند ومیرود یک دور میزند و دوباره برمی‌گردد.اون هی میره توچرت و از خواب می‌پرد.در طول شب چندین بار برایش اتفاق می‌افتد یک بار به دستشویی می‌رود بک بار درب یخچال راباز می‌کند و...پس باید ذهن آرام باشد اما ذهن برای اینکه آرام باشد به یک شرایطی احتیاج دارد . انسان وقتی در طول روز در گیر یکسری ازمسائل هست اتفاق می‌افتد بخشی از ذهنش در طول شب رو می‌کند به ادامه دادن وحل کردن اون مسئله که ما در روز درگیرش بودیم پس عملاً درشب ذهن انسان یکسری از کارها راکه در طول روز انجام می‌دهیم را تکمیل می‌کند.ولی موقعی که در طول روز شخص خیلی درگیرمسائل باشد و با چندتا موضوع درگیر باشد در شب هم همین اتفاق می‌افتد چه چیزی ذهن را درگیر و مشغول می‌کند؟ من خیلی آدم عصبانی بودم ولی دقیقاً از خیلی آدم‌ها کینه و نفرت داشتم.یکسری از آدم‌ها بودند من نمی‌توانستم که ببخشم و میخواستم که ببخشم فراموش کرده بودم ولی در درون خود اون افراد رامسبب بدبختی و مشکلاتم می‌دیدم. که به سرم آمده بود و سایه آن روی زندگی من بود این در قسمت پنهان من وجود داشت و این ناراحتی و خشم امواج ذهنی و مغزی من را به شدت بالا می‌آورد و بعد که می‌خواستم بخوابم چون ذهن ملتهب بود و من ازاین قضیه ناراحتی داشتم نمی‌توانستم به سطح خواب بروم. حال در بدن چیزی که اتفاق می‌افتد باید مواد مثل سروتنین و آدرنالین تولید بشود تا ما بتوانیم به خواب برویم.

ولی در قسمت صور پنهان این امواج هستن که حرف می‌زنند و کار را انجام می‌دهند تمام آدم‌هایی که شدیداً عصبانی هستند و خیلی کینه دارند و دچار بی خوابی می شوند ممکن است که این قضیه را بدانند ممکن است ندانند بهرحال آدمی که وارد تاریکی می‌شود. با خیلی آدم ها قاطی میشود و خیلی ارتباطات مختلف پیدا می‌کند اون موقع که بالامیرود هم به بالا هولش می‌دهند و وقتی به پایین سقوط می‌کند همه هولت می‌دهند پایین موقعی که آدم میره تو تاریکی خیلی از انسان‌ها پیدا می‌شوند که آدم را حول میدهندکه سقوط کند وبه اعماق تاریکی‌ها برود شما ازاینها ناراحتی به دل می‌گیرید و این ناراحتی‌ها جمع می‌شود و سر جای خود هستند.

حالا موقعی که فردمیخواهد درمان بشود و شروع می‌کند به فرآیند درمان شدن ؛ همان مسیری که وارد شده و روبرو شده باید همان مسیر هم روبرو شود عصبانی شدن و ناراحت شدن و به دل گرفتن و تمام آن‌هایی که وجود داشته شما بایکی از مسائل روبرو می‌شوید و باید گره را باز کنیم.پس ناراحت شدن و عصبانی شدن اشکالی ندارد اینکه چه حرکتی انجام بدهیم مهم است چطور می‌شود فهمید که عصبانی و ناراحت هستیم؟وقتی که سطح انرژی پایین می‌رود می فهمیم با چه آدم‌هایی مشکل داریم و موقعی هم که حالت خوب هست اصلاً متوجه نمی‌شوی کافیه یکم خمار بشی؛ کافیه یکم سطح انرژی بیاد پایین ؛ آن موقع است که میگیم پدرش رادرمی آورم . همین موقع است که باید مچ خود رابگیریم که ماهنوز مشکل خود راحل نکرده‌ایم.همین علت بالا رفتن امواج مغزی هستش چون ذهن همه چیزه؛ وهمه چیر دو بخش دارد صور آشکار وپنهان صور آشکار را می‌بینیم با چه آدمهایی درارتباط هستیم یا چه موضوعاتی داریم،

صور پنهان  اعظم قضیه است که در ذهن ما نیست ولی وجود دارد وداده اثرش را میگذا رد

 پس برای مشکل بی خوابی باید دل آدم صاف بشود خشم پایین بیاد آدم‌هایی که باهاشون درگیر هست را ببخشد باید مسئولیت کارهای خودش را یپذیرد و شروع کند به انجام دادن کارهای مفید تا یواش یواش ذهن به آرامش برسد.انسان وقتی در جهت درست حرکت می‌کند ذهن آرام می‌شود.کاملاً قضیه خواب با حس با همدیگر ارتباط دارند و به همدیگر چسبیده‌اند.انسان‌هایی که حس آرامی دارند (به یک نفر که خوابه میگیم خوش به حالش در هر شرایطی میخوابه) این انسان‌ها اتفاقات بیرونی بهمشون نمی‌ریزد.هر اتفاق بیرون یک سوژه ای می‌شود برای ناراحتی و فکر کردن ولی موقعی که آدم ذهن و دلش آلوده نشده باشد دراون اثر ندارد.

انسان‌هایی که در آرامش ذهن هستند وحالشان خوب هست اگر بهشون توهین  هم بشه نمی‌فهمند.

پس بین این دو نفر که وقایع بیرون روی آنها تأثیر می‌گزارد و ناراحتش می‌کند و کوچکترین حرف و عکس العملی روی آنها اثر می‌گذارد با انسانی که حتی توهین دیگران رامتوجه نمی‌شود تفاوت بسیاری وجود دارد.پس اگر کسی بخواهد مسئله خوابش درست بشود عملاً باید به اون نقطه برسد که سر و صدا و مسائل براش خوراک ذهنی ایجاد نکند.همین طوری که برای بیماری اعتیاد جهانبینی  باید وجود داشته باشد؛در کنارش کاهش دی اس تی وجود داشته باشد. برای درمان ودرست شدن خواب ؛ شخص باید ازنظر تفکر وجهان بینی حرکت کند و از کسی ناراحت نشود صبر کند وعکس العمل نشان ندهد. و حوصله به خرج بدهد.

مسئله دیگر خواب هیچ وقت از شب درست نمی‌شود خواب از صبح درست می‌شود اسمش خواب شب است ولی باید از صبح درست شود یعنی اگر ساعت ۱۱ شب رفتی تو رختخواب ولی همان ساعت ۴ و ۵ صبح به خواب میرید . ولی اگر ساعت ۱۰ صبح بیدار می‌شوید یک ساعت زود تر یعنی ساعت ۹ بیدار شوید. این موقع است که خواب شب بک ساعت جلو می آید .در کنار این قضیه نور خورشید برای تولید مواد شبه افیونی بدن خیلی تأثیر گذار است یعنی نور مهتاب یا نور شب یکسری مواد تولید می‌کند برای بدن ؛ نور خورشید هم یکسری مواد تولید می‌کند.وقتی یک ساعت از خواب صبح کم میکنید عملا بااین کار در نوع موادی  که دارد در بدن تولید می‌شود دخالت می‌کنید.مسئله بعد القا افکار منفی به ذهن انسان از زمان سحر تا طلوع خورشید تا بعد از آن هم ادامه دارد آدمها اگر می‌خواهند از نظر ذهنی آرامش داشته باشند در پله اول خواب را بیارند تا زمان طلوع صبح.

مسئله بعد جهت خواب: اگر می‌خواهد خوابش درست باشد جهت خواب است . جهت خوابیدن برای انسان مغناطیس زمین درست شده چون موقعی که شخص می‌خوابد هاله یا .کالبد دوم می آید و در ارتفاع قرار میگیرد و شروع به شارژ شدن می‌کند حالا چطوری شارژ می‌شود بخشی ازاین شارژ شدن با مغناطیس زمین است جهت مغناطیس زمین شمال به جنوب است تفکر و جهان بینی در خواب: باید خشم وناراحتی کنترل شودکه کلید آن هم است

اول اینکه ناراحت می‌شود؛ اقدامی نکند ؛کاری نکند؛ بعد ازاین که این کار را انجام داد یاد می‌گیرد که اصلاً ناراحت نشود وقتی به این نکته رسیدیم که کسی می‌تواند انسان را ناراحت کند که خودش قبلاً ناراحت شده باشد.

خیلی قضیه فرق می‌کند اون موقع میگی اون مخصوصاً من را ناراحت می‌کند که انرژی من را بدزدد که حال خودش را خوب کند این تفکر به موقع ازاین دیدگاه نگاه می‌کنی که این چقدردر عذاب و فشاراست که دیگه نمی‌تواند بار خودش را تحمل کند بارش رادست من داده وقتی بارش را نگه داشتی بیرون ننداز براش نگه دار وقتی نگه داشتی اون موقع خودش متوجه می‌شود بدون این بار خیلی سبک‌تر می‌تواند حرکت کند.

پس لایه اول که انسان را نگاه می‌کنی لایه ماسک است که همه داریم حالا هر چقدر تاریکی بیشتر باشد تعداد ماسک‌ها بیشتر مثلاً دانشگاه میریم ماسک دانشگاه می‌زنیم کنگره میریم ماسک کنگره کنار دوستان یک ماسک دیگر می‌زنیمتاریکی که کم شود ماسک هاهم یکی یکی حذف می‌شود طوری که آدم خودش می‌شود. نگه داشتن ماسک انرژی زیادی مصرف می‌کند.

لایه دوم: شیشه خورده که پشت ماسک پنهان شده که همه هم دارند. ولی لایه سوم مهمه خیلی ها در لایه اول می‌مانند لایه دوم انسانی است که توسط تاریکی خودش اسیر شده است و خودش خون گریه میکند ازاین وضعیت و مدام دعا می‌کند خدایا من ازاین جهنم نجات بده تا کی باید این نقش را اجرا کند تاکی ترس دارم و خودم را آدم شجاع نشان بدهم تاکی نفرت دارم و خودم را بامحبت نشان بدهم و دائماً ازاین حالت ناراحت و دلخور است.

برای اینکه انسان بتواند به آن آرامش ذهنی برسد باید از لایه دوم رد بشود وقتی ازلایه دوم رد شدی و دیدی اون انسان چقدر دارد درد می‌کشد و دیگه از کارهایی که انجام می‌دهد ناراحت نمی‌شود چون انسان به این یاور می‌رسد چاه اول باید پر شودبعد سرازیز شود باید اول خودش ناراحت شود تا بتواند من را ناراحت کند اآجاست که آدم دیگر فکر نمیکندکه جوابش را چی بدهم و...

میگه چکار کنم که از عذابش و رنجش کم بشود اینجا نقطه ای است که آدم به خودش فکر نمیکندیعنی اگر بتواند به لایه سوم نزدیک شود دیگر خیلی به منافع خودش توجه نمی‌کند اینکار را باید تمرین کند.تابه این نقطه نزدیک شود وقتی که این اتفاق براش می‌افتد می‌تواند به این بصیرت برسد آدم‌هایی که من را اذیت کرده‌اند و مشکلاتی رابوجود آورده‌اند خود در رنج زیادی زندگی می‌کردند کم کم مسائل برای اون حل می‌شود و توانایی براش بوجود می آید می‌بیند همان جیزهایی که باعث رنج و عذاب شده الان باعث شده به یک توانایی دست پیدا کند که شاید اگر صد سال هم دانشگاه می‌رفت نمی‌توانست پیدا کند آن موقع بخشیدن راحتر می‌شود تا آن موقع باید تمرین می‌کرد زحمت می‌کشید که در این مسیر قدم بردارد مسئله بعد تغذیه در خواب تأثیر می‌گذارد نمک فلفل و شکر زیادی خوردن قضیه را بدتر می‌کند تا جایی که امکان دارد از مواد آرامش بخش استفاده کنید مثل لبنیات تا تعادل کم کم به کار بیافتد.

نگارش :همسفر مهری شفیعی



نوع مطلب : سی دی های جهان بینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :