سرود عشق،وب لژیون همسفر شهلا
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
درباره وبلاگ


سلام به جمع دوستان محبت، آن عزیزانی که دور هم جمع شده‌اند تا محبت خویش را نشانی از محبت بیکران بدانند، ما همه برای انسان‌هایی چون شما، احترام انسانی، قائل هستیم و امیدواریم این نشان را هیچ وقت از یاد نبرید. فقط توفیق شمارا در پایان این راه از الله می‌خواهیم. در این مکان شما، دل‌هایی هستند که می‌خواهند بدانند که آیا می‌شود به آن درجه، ارتقا یافت که هیچ موضوع دیگری به طور مشکل مطرح نشود؟ البته به دو طریق می‌شود با تفکر و بی تفکر.
به تک تک انسان‌ها میگوییم که در پایان یک نقطه و آغاز نقطه دیگر آتچه با خود می‌خواهند همراه داشته باشند با تفکر و اندیشه باشد، بدون هیچ ترس و خوف می‌توانید به بلندترین سلسله جبال‌ها، راه بیابید.
دعای خیر ما همراه شما می‌باشد.
و این وبلاک متعلق به لژیون همسفر شهلا در شعبه شیخ بهایی اصفهان می‌باشد

مدیر وبلاگ : شهلا شیخ
یکشنبه 8 اسفند 1395 :: نویسنده : شهلا شیخ

باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمی‌کند

اصولاً تمام انسان‌ها شاید به میزان ۹۹% تفکراتشان مشکل است. تفکراتشان بیمار است یا آن تفکر واقعی یا آن اصل قضیه را متوجه نشده‌اند؛ که در این چهارده وادی به‌صورت پله‌پله مطرح می‌شود وقتی این ۱۴ وادی را درست‌کار کرده باشیم ما تمام خصوصیات و افکار اندیشه ما تغییر می‌کند.  پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک سه تا پله است.

اول پندار یعنی تفکر؛ دوم گفتار یعنی صحبت کردن؛ سوم کردار یعنی عمل کردن.؛ ما معتقد هستیم که پندار سالم گفتار سالم عمل سالم این‌ها همه باهم مربوط است. اما یاد می‌گیریم اصلاً ما چکاره هستیم ؟چطور موجودی هستیم؟چه وظایفی به عهده ما هست؟

در اینجا کلمه با باید شروع می‌شود وقتی‌که باید می‌آید یعنی قطعاًماباید این را بدانیم. چه چیز رابدانیم؟

که هیچ موجودی به اندازه خود انسان راجع به خودش فکر نمی‌کند.

ضرب المثل: همسایه‌ها یاری کنید تا من شوهر داری کنم و این برای تمام انسان‌ها صادق هست؛ یعنی اینکه وقتی می‌خواهند غذا درست کند بیایند و به آن کمک کنند.

دراین موضوع بعضی انسان‌ها هم هستند که تفکراتشان این است که کارهایشان راباید دیگران حل کنند. و نیازمند به دیگران هستند و اصلا اعتقادی به خودشان ندارند که بعضی وقت ها اینقدر این موضوع مهم است که بعضی وقت هاسر خودشان هم کلاه می‌گذارند و یا شیره می‌مالند به چه صورت؟ اینکه می‌گوید من بلد نیستم غذا درست کنم. من می‌خواهم غیبت نکنم ولی نمی‌توانم؛ می خواهم در مورد دیگران تجسس نکنم ولی دست خودم نیست ؛همه چیز دست خود مااست. صورت حق به جانب می‌گیرند یعنی مرتکب اشتباه می‌شوند ولی این را به عهده نمی‌گیرند که این کار خودشان است خواسته خواسته خودشان است‌برای اینکه خودشان خودشان رادور بزنند میگویند من نمی‌دانم.

هرکس بخواهد مسولیتهایش افکار واندیشه اش رابه عهده دیگران بگذارد و یا دیگران برایش حل کنند.

همیشه کلاهش پس معرکه است همیشه درگیر است همیشه بدبخت است باید بپذیرد توانایی خودش را ؛مسئولیت خودش را ؛هیچ وقت نگوید من دزدی می‌کنم ولی دست خودم نیست.

باشروع زندگی دراین وادی: حالا که آمدیم در این وادی وارد شدیم می‌خواهیم یک آغاز جدیدی راشروع کنیم. چه آغازی؟ آغازی که مارابه سلامتی برساند و به صلح برساند و به آرامش برساند

وقتی می‌گوید شماهم با نگاه کردن به طبیعت: یعنی شما هم به طبیعت نگاه کنید از طبعیت درس بگیرد تمام بزرگان از طبیعت درس می‌گیرند.

اگر امروز انسان‌ها هواپیما را اختراع کردند خوب از روی پرواز پرنده‌ها درست کردند انسان از طبیعت الگو برداری می‌کند مثل درخت خشکیده در بهار، یا هوا گرم است و برف می‌بارد. خودتان باتفکر راه خودتان را پیدا کنید. اصولاً برای باز کردن هر مشکلی ما ازکلید استفاده می‌کنیم مثلاًبرای باز کردن درب

نیک میدانیم همه‌اش دلیل می‌آورد که خودت کارهایت راباید بکند حتی اگر باهمه کاوشگران ماهر همنشین باشی مگر خودت عمل کنی اگر باتمام شاعرها هم نشین بشوی شاعر نمی‌شوی مگر شروع کنی به شعر گفتن

از مطالب فوق یعنی ازمطالبی که تاحالا شده این‌ها استنباط می‌شود که در حل مشکلات خودمان، ممکن است ما انواع و اقسام مشکلات داشته باشیم ممکن است مشکلات ما یک بیماری جسمی باشد یامشکل بی خوابی باشد یا مشکل عاطفی و عشقی باشد مابایستی بدانیم برای حل هر مشکلی بیشترین بارش بردوش خودمان است این را بدانیم مسئولیت مشکلات ما برعهده هیچکس نخواهد بود مگر خود خودمان البته بااین که همه چیز به عهده خودما است بااین حال کمک دیگران می‌تواند مؤثر باشد ولی این یک نیروی کمکی است ولی باز نقش اولی دردست ما است و بر عهده ما است.

 

چرا نقش اول به عهده ما است؟ ما به این حیات می‌آییم تامشکلات راحل کنیم و بیاموزیم مثال وقتی به یک دانش آموز کلاس دوم و سوم می گویند که دوتا سیب با پنج تا پرتقال چند تا می‌شود منظور این است که آن مسئله راحل بکند تا بیاموزد و یاد بگیرد تادر زندگی به کار ببرد

بنابراین با تفکر و صبر و تلاش و امیدواری برای پیدا کردن کلید مسائل کلیدی پیدا کنیم اگر امروز دچار مشکلات روحی جسمی روانی عاطفی و اقتصادی هستیم به راستی این دردها چه مفهومی دارد؟ ممکن است ما مشکلات متعددی داشته باشیم حالا ممکن است مشکل روحی باشد یا روانی باشد یا بیماری جسمی باشد این‌ها چه چیزی رابیان می‌کند؟ یک مفهومش این است که مادر گذشته درست عمل نکردیم و اشتباهاتی کردیم دانسته و ندانسته. حالا ممکن است چه چیزهایی باشد؟ ممکن است بایدیک دارویی می‌خوردیم و این دارو  را نخوردیم ممکن است باید قبض تلفن را پرداخت می‌کردیم ولی پرداخت نکردیم و یا اقساط بانک را پرداخت نکرده‌ایم و یا با همسفرمان درست برخورد نکردیم این‌ها درست مثل این این می‌ماند که مایک بذرهایی کاشته‌ایم و در طول سال آبیاری کردیم و به مرور زمان ظاهر می‌شود

مثال: مثلاً ما هندوانه کاشته‌ایم و علف های هرز تمام مزرعه مارا پر کرده است و این بذرهایی که مادر گذشته کاشته‌ایم چه بخواهیم و چه نخواهیم در حال حاضر باآنها مواجه هستیم

چه باید کرد؟ یک مثال عامیانه است که میگویند خود کرده را تدبیر نیست؛   

مثلاً کودک مرتکب یک اشتباهی شده است و باید به آن بگوییم و آن هم این اشتباه است

چرا تدبیر است؟ تدبیرش این است که این است که این باید توی تفکر مابرود و در اندیشه مابرود که هیچ وقت کسی در سطح کره زمین پیدا نمیشود که به اندازه خود ما به اندازه خودمان فکر کند بیشترین کسی که راجع به خودمان فکر می‌کند خود ماهستیم و خودش باید مسائل را حل کند

ما مشکلات رابه دوقسمت تقسیم کرده‌ایم یکی این که ما خودمان در مشکلات نقش داریم و دیگری مادر مشکلات هیچ نقشی نداریم مثل کسی که لال مادر زاد است یا شَل مادرزاد است ویا بیماری خاصی دارد که از پدر ومادر به مامنتقل شده است به هر حال چه باید کرد

اینکه بگوییم سرنوشت ماراخداوند طوری رقم زده است و یا خدا را هم قبول نداشته باشیم و بگوییم این شانس ما است که این جوری شده است یکسری هم میگویند تقصیر پدر مادراست یک عده هم میگویند تقصیر زمین و آسمان است که من رامجبور کردکه پا به هستی بگذارم یک عده هم میگویندتقصیر همسایه است حالا باید چکار کنیم بااین مشکلات؟ یکی این که می‌نشینیم که خداوند مشکل ماراحل کند یا دیگر اینکه بدانیم وآگاه باشیم که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خودش فکر نمی‌کند وقتی که فهمیدیم مشکل دست خودمان است بعد باید مشکلات را به صورت پله پله و تدریجی حل کنیم و هیچ موقع امید را ازدست ندهیم و شروع می‌کنیم به حل مشکلات حالا که می‌خواهیم این حرکت را انجام بدهیم باید نیروهای خودمان رابشناسیم و نیروهای تخریبی خود شیطان است کوشش نیروهای منفی است انسان‌های منفی باف است که در همه جا مارا احاطه کرده است

مثال: مریض می‌شوی این مریضی تو خوب نمی‌شود فِلانی هم این مریضی راداشت مُرد منفی باف است همش به عناوین مختلف منفی بافی والقای منفی می‌کنند

قابل روئت به دوصورت است

قابل روئت فیزیکی است مثال ممکن است بگوید ولی ما نشناسیم و مارادارد از مسیر خارج می‌کند ولی مامتوجه نمی‌شویم

این القائات و الهامات منفی گاهی انسان راناگزیر می‌کند که خودکشی کند و ما می‌توانیم از صبح تا شب به زمین وآسمان ناسزا بگوییم وانسانهای دیگر را مقصر قلمداد کنیم ولی اکنون بایستی بدانیم و باید بدانیم که اگر بخواهیم به صورت منفی و بامسائل برخورد کنیم هیچ دردی را ارما کم نمی‌کند و یا درمان نمی‌کند

یکی اینکه هی نق بزنیم و از زمین واسمان و خداوند طلب کار باشیم هیچ مشکلی را حل نمی‌کند

پس وقتی که همه مسائل را انجام می‌دهیم به این نکته هم توجه نماییم که میائل مادی هم برای ما مهم است و میتوانیم پای‌های مالی رامحکم کنیم اولش شاید بگوییم من نمی‌توانم ولی اگر فکر کنیم می‌توانیم توی هرشغلی و درامدی امکان پذیر است

حالت که به اینجا رسیدیم بهتر است بک نفس عمیق بکشیم و از هیچ کسی انتظاری نداشته باشیم

در این وادی به مامیگوید که ازهیچ کسی کمکی راقبول نکنید و انتظاری نداشته باشید وروی خودمان حساب کنیم

هرکدام ازما روی خودمان حساب کنیم به نتیجه می‌رسیم و به بهترین شرایط برسیم و تا موقع مردن از تلاش دست برنداریم و به زندگی همیشه با امیدواری نگاه کنیم و هیچ وقت بانا امیدی به زندگی نگاه نکنیم و سعی کنیم هر چی موانع داریم سد راه یکی یکی برداریم

ازناامیدی جزغم واندوه چیزی دستگیرمان نمی‌شود و باید مثبت فکر کنیم و برای برداشتن موانع زندگیمان حالا ممکن است بیماری باشد یا مواد باشد یا هر چیز دیگری باشد یعنی مشکلاتی راکه طی سال‌ها به وجود آورده‌ایم نخواهیم با شتاب زدگی و با عجله حل کنیم و صبر کنیم و با مرور زمان باتفکر و کم کم حل کنیم به هر حال

از این وادی چه نتایجی می‌توانیم بگیریم.؟

مسئولیت زندگیمان ؛مشکلات کارمان  را خودمان قبول کنیم،

تمام سختی‌ها رابپذیریم،

سعی کنیم در کل وادی مطالب راباتفکر و تدبیر حل کنیم،

ازنظر مشورتی از نظر دیگران استفاده کنیم ولی تصمیم نهایی به عهده خودمان است.

نگارش همسفر مهری





نوع مطلب : وادی ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 12 اسفند 1395 09:02 ق.ظ
بسیار عالی بود خدا قوت عرض می کنم خدمت خانم مهری وخانم شهلای عزیزم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :