سرود عشق،وب لژیون همسفر شهلا
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
درباره وبلاگ


سلام به جمع دوستان محبت، آن عزیزانی که دور هم جمع شده‌اند تا محبت خویش را نشانی از محبت بیکران بدانند، ما همه برای انسان‌هایی چون شما، احترام انسانی، قائل هستیم و امیدواریم این نشان را هیچ وقت از یاد نبرید. فقط توفیق شمارا در پایان این راه از الله می‌خواهیم. در این مکان شما، دل‌هایی هستند که می‌خواهند بدانند که آیا می‌شود به آن درجه، ارتقا یافت که هیچ موضوع دیگری به طور مشکل مطرح نشود؟ البته به دو طریق می‌شود با تفکر و بی تفکر.
به تک تک انسان‌ها میگوییم که در پایان یک نقطه و آغاز نقطه دیگر آتچه با خود می‌خواهند همراه داشته باشند با تفکر و اندیشه باشد، بدون هیچ ترس و خوف می‌توانید به بلندترین سلسله جبال‌ها، راه بیابید.
دعای خیر ما همراه شما می‌باشد.
و این وبلاک متعلق به لژیون همسفر شهلا در شعبه شیخ بهایی اصفهان می‌باشد

مدیر وبلاگ : شهلا شیخ
سه شنبه 28 دی 1395 :: نویسنده : شهلا شیخ

به نام قدرت مطلق

لژیون سرود عشق، شعبه نیک‌آباد در تاریخ 95\10\27 با دستور جلسه، وادی پنجم، رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.


جلسه با مشارکت دو تن از هم‌سفران خانوم مریم وخانوم مهری در مورد دستور جلسه فرق عمل سالم وعمل به ظاهر نیک

همسفر مریم: هر کدام از این دستور جلسات به درد زندگیمان می‌خورد و باعث می‌شود که در ذهنمان چالشی بوجود بیاید که آیا کارهایی که انجام می‌دهیم حتی آن‌ها که نیک است درست است؟ وبه درستی آن دقت کنیم که چه کاری درست است یاغلط، چه عملی سالم است وچه عملی نیک، ونتیجه که می‌گیرم این است که عملی که نتیجه خوبی را داشته باشد وختم به خیر شود آن عمل درست است، وطیق صحبت‌های آقای مهندس هر عملی نباز به پیش نیاز دارد، پندار سالم، گفتار سالم وکردارسالم، پس با داشتن تفکر درست گفتار وکردارمان هم درست می‌شود. وسخت است چرا که بر می‌گردد به مثلث دانایی که باید نسبت به مسائل آگاهی پیدا کنیم وشناختمان را بالا ببریم که کدام کار درست است وسالم.

همسفر مهری: ما با آمدنمان به کنگره یاد می‌گیریم که چه کارهایی ضد ارزش می‌باشد یاد می‌گیریم که نباید در کار دیگران تجسس کنیم، دیگران راقضاوت نکنیم. برای رسیدن به عمل سالم باید به معرفت وآگاهی دست پیدا کنیم وآن هم در گروانجام دادن وعمل کردن به آن چیزهایی است که یاد می‌گیریم.

همسفر شهلا: قبل از اینکه به کنگره بیاییم در نا آگاهی بسر می‌بردیم وخیلی از کارها را ندانسته انجام می‌دادیم وبه خیال خودمان کارهایمان درست بودو اسمش رو می‌گذاشتیم نیت خیر، وفکر می‌کردیم که وظیفه انسانی ما کمک کردن به دیگران است، ولی چون شناخت کافی را نسبت به مسائل نداشتیم با مشکلا تی روبرو می‌شدیم که نتیجه آن ختم به خیر نمی‌شد. ودر کنگره آموختیم که این عمل که ما انجام می‌دادیم فقط ظاهری نیک داشته ولی در باطن آن دخالتی بیش نبوده، برای مثال: با پذیرفتن مسئولیت بیش از انداز فرزندانمان اجاز رشد کردن واشتباه کردن را از آن‌ها می گرفتیم.

برداشتی از وادی‌های اول تا پنجم

در وادی اول آموختیم که چگونه وچه موفع فکر کنیم، وتفکر یکی از ویژگی‌های حائزاهمیت انسان است، تفکریک حرکت درونی وذهنی است که از یک مبدأ به یک مقصد، از یک تقطه مجهول به یک نقطه معلوم است.

تفکرباید همراه با تصویر سازی باشدزیرا با تفکر کردن خلق صورت می‌گیرد. ودر ابتدا باید بدانیم که چه جیزی می‌خواهیم وبعد حرکت کنیم اگر تفکر ماهمراه با تخیل وتصویر سازی نباشدنمی توانیم آن را در دنیای بیرون خلق کنیم. واگر چیزی را می‌خواهیم باید قدرت وتوان ترسیم آن را در ذهن به زیباترین شکل داشته باشیم، وقتی ما تفکر می‌کنیم و تصمیمی می‌گیریم نیروهای موجود در هستی به کمک ما می‌آیند، شروع تفکر مانند کاشتن بذر است، مثال کاشتن گندم که زمین، آفتاب، ودیگر عوامل به رشد آن کمک می‌کنند. پس در ابندا ببینیم کجا هستیم، چگونه باید عمل کنیم وبه کحا می‌خواهیم برویم وبرای تفکر کردن باید متمرکز به یک هدف وخواسته ای که داریم باشیم

وادی دوم: هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌نهد، هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم

این وادی ما را به امید وامیدواری هدایت می‌کند. وبدانیم که زندگی کردن بیهوده نیست و ما برای مفهوم ورسالتی آمده‌ایم وهمه چیز در هستی در حرکت است وثانیه ای باز نمی‌ایستد وهر کدام از ما داری مسئولیتی هستیم، حتی طبیعت، درختان، موجودات وحیوانات بی هدف خلق نشده‌اند. ما باید خودمان را باور کنیم ودست به کارهای بیهوده نزنیم.

وادی سوم: باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.

این مسئله خیلی مهم است که اگر آموختیم که آموختیم، وگرنه روزگار باسیلی به ما می اموزد.

در کلام الله داریم که هیچ نفسی نمی‌تواند بار نفس دیگری را به دوش بکشد.

چرا که هر نفسی فقط فرمانده واختیار دار خویش و شهر وجودی خویش است، واختیار ابزاری برای رسیدن به خواسته‌های نفس است، ونفس یعنی من وافعی، در این وادی می‌گوید اگر ما شب وروز هم با تمام دانشمندان وکاوشگران همنشین باشیم تا خودمان حرکت واقدام نکنیم هیچ ارزشی ندارد پس باید خود جستجوگر باشیم تا به حقیقت برسیم. ومسولیت کارهایمان بر عهده خودمان است وباید باز پرداخت بدهی‌ها خود را نسبت به اعمالمی که قبلاً انجام دادیم بپردازیم. واین را بدانیم که بزرگ‌ترین دشمن انسان جهل ونادانی اوست.

وادی چهارم: در مسائل حیاتی به خداوندمسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویش

در مسائل حیاتی وزندگی مسئولیت دو طرفه است. ولی ما متاسفانه همیشه یا مسولیت های خودمان را به عهده دیگران می‌گزاریم یا بیش از اندازه خود را مسئول کار دیگران می دانیم؛ که در دو حالت از خود غافل می‌شویم. خیلی وقت‌ها ما برای حل کدن مشکلاتمان مثل کشاورزی عمل می‌کنیم که در زمین خود بذری نگاشته ولی با نذر ونیاز انتظار محصول فراوان دارد. وبدانیم که دست‌های آسمانی فقط راه ومسیر را به مانشان می دهندواین خود ما هستیم که با پیدا کردن مسیر درست وحرکت به سمت ارزش‌ها  باید اقدام کنیم. این وادی انسان را به دو هسته صور آشکار وپنهان تقسیم کرده؛ که صور آشکار انسان کالبد وحواس پنجاگانه انسان است که کوچک‌ترین هسته اون سلول است. وصور پنهان شامل چیزهای می‌شود که مادی نیست، مانند نفس، روح، آرشیو، عقل، وخداوند توسط فرشتگان نفس را تحویل می‌گیرد. ونفس آن چیزی است که تعیین موجودیت می‌کند. در ظاهر وباطن، ونشان آن خواسته است چه معقول وچه نا معقول و روح یک ویژگی است که از جانب خداوند به انسان داده شد. وتمام موجودات دارای نفس می‌باشند. جامدات، نباتات وحیوانات وانسان، نفس از پایین‌ترین نقطه که اسفل السافلین است سفر خود را شروع کرده وباید مرحله به مرحله آموزش ببیند تا به مرحله انسانی برسد ودر این مرحله به انسان نیروی اختیار داده شدکه در مقابل این اختیار باید مسئول باشدونفس درخت، درخت را نفس حیوان، حیوان را ونفس انسان انسان راتعریف میکندوانسان در این مراحل با سه نفس اماره ونفس لوامه ونفس مطمئنه روبرو می‌شود.

 

نفس اماره: اگر حیوان را در نظر بگیریم پس از به دنیا آمدن به سرعت رشد می‌کند وپس از چند سال تولید مثل می کند، اما یک انسان زمان زیادی را باید بگذراند تا بتواند راه برود وصحبت کند.

خواسته‌های حیوان را نمی‌توان به دودسته معقول وغیر معقول تقسیم کردوهر کاری که بخواند انجام می‌دهند وبیشتر خواسته‌هایشان نا معقول آ ست وتا وقتی که بدنبال خواسته‌های نا معقول وضد ارزشی هستیم درنفس اماره به سر می‌بریم ونفس سرزنش کننده، یا لوامه نفسی است که وقتی کاری را انجام می‌دهیم که درست نیست خود را سرزنش می‌کنیم واز انجام دادن اون کار ناراحت می‌شویم. وبرای اینکه بتوانیم وارد مرحله نفسه مطمئنه شویم اول باید بپذیریم ومسیر حرکت خودمان را عوض کنیم ودیگر هیچ کار ضد ارزشی انجام ندهیم واین را بدانیم که تمام نیروها در انسان وجود دارد هم نیروهای شیطانی وهم نیروهای الهی واین ما هستیم که باید تصمیم بگیریم که با کدام نیرو باشیم وخداوند انسان را در تصمیم کیری‌ها آزاد گذتشته وقتی ما راهی را انتخاب می‌کنیم که اگر فجور وتقوا باشد به ما نیرو های مثبت الهام میشودواگر فسق وفجور باشد نیروی منفی به ما القاء می‌شود

وادی پنجم: در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست.

برا اینکه بتوانیم چهار وادی را که محدوده تفکر را برایمان مشخص کرد عملی کنیم باید از هفت پله عبور کنیم. 1- یاز کشت از ضد ارزش‌ها اول از همه باید قبول کنیم بپذیریم که دارای چه عمل ضد ارزشی هستیم. درست است که مسافرهای ما در وادی اعتیاد وتاریکی بودند. و  این خودش بزرگ‌ترین ضد ارزش است اما اگر مسافرهای ما موادمخدر بیرونی را جایگزین مواد شبه افیونی خودشون کردن ما همسفر ها هم با انجام دادن کارهای ضد ارزشی خودمان، غیبت، تجسس، قیاس، باعث شدیم که نا امیدی جایگزین امید مان بشودونفرت جای عشق را بگیردو ...ما هم نا خوداگاه وارد تاریکی وجهالت شدیم.

در پایان جلسه با دعای دوستان به کار خود خاتمه داد.

دستور جلسه هفته آینده ادامه وادی پنجم وسی دی قیاس



نوع مطلب : گزارش لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :