تبلیغات
سرود عشق،وب لژیون همسفر شهلا - قسمت دوم سی دی قضاوت و جهالت آقای امین
 
سرود عشق،وب لژیون همسفر شهلا
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
درباره وبلاگ


سلام به جمع دوستان محبت، آن عزیزانی که دور هم جمع شده‌اند تا محبت خویش را نشانی از محبت بیکران بدانند، ما همه برای انسان‌هایی چون شما، احترام انسانی، قائل هستیم و امیدواریم این نشان را هیچ وقت از یاد نبرید. فقط توفیق شمارا در پایان این راه از الله می‌خواهیم. در این مکان شما، دل‌هایی هستند که می‌خواهند بدانند که آیا می‌شود به آن درجه، ارتقا یافت که هیچ موضوع دیگری به طور مشکل مطرح نشود؟ البته به دو طریق می‌شود با تفکر و بی تفکر.
به تک تک انسان‌ها میگوییم که در پایان یک نقطه و آغاز نقطه دیگر آتچه با خود می‌خواهند همراه داشته باشند با تفکر و اندیشه باشد، بدون هیچ ترس و خوف می‌توانید به بلندترین سلسله جبال‌ها، راه بیابید.
دعای خیر ما همراه شما می‌باشد.
و این وبلاک متعلق به لژیون همسفر شهلا در شعبه شیخ بهایی اصفهان می‌باشد

مدیر وبلاگ : شهلا شیخ

قسمت دوم سی دی قضاوت و جهالت از آقای امین

جاذبه ای که بین زمین و خورشید بوجود میاید خورشید از لحاظ حجمی بسیار بزرگ است و میتوان چندین زمین درون خورشید جا داد و از نظر وزن صد برابر جرم دارد.

قانون سوم نیوتن میگوید نیرویی که زمین به خورشید و خورشید به زمین وارد میکند یکسان است اما چون خورشید خیلی بزرگتر است تعیین کننده است یعنی خورشید فرمان میدهد که زمین دور او بچرخد و تعیین کننده است و خورشید دور زمین نمیچرخد پس اگر من ویزگی بدی را در کسی دیدم آن صفت در من خیلی اندک هم باشد باز آن نیرو بوجود میاید حتی اگر آن گرده را در کنار خورشید بگداریم باز آن نیرو هست و یکسان هم بوجود میاید

و این تقسیم بندی در کنگره کمک میکند همه چیز یک صور آشکار دارد و یک صور پنهان یعنی ان صفت و ویژگی در من اشکار باشد و من آن را حس میکنم و میبینم و در وجود من هست مثل فیلم اشکها و لبخندها و خیلی وقتها صفت در من پنهان است و یا ممکن است در استانه ظهور باشد.

در کنگره میگوییم خواست باید کاشته شود و از آن زمان که کاشته میشود تا جوانه میزند یک مرحله و تا میوه دادن یک فاصله زمانی میبرد و ان صفت مصداق همین دانه در خاک است که میشکافد و آن بذر  را میدهد و بالاخره به ثمر می نشیند و مثل همین صفات؛ کهما که در دیگران میدیدم و خوشمان نمی امد؛ سه یا چهار سال بعد من تبدیل به همان ادم میشوم و پذیرشش یرای انسان دشوار است .

اکر ما حس بد به کسی داریم و کینه و در راستای کینه وارد مبارزه بشویم چه میشود ؟

اگر من از آن صفت کمتر و او بیشتر داشته باشد نیروی من به آن صد قسمت وارد میشود و نیروی او که بیشتر است به 5 قسمت وارد میشود و من که ناخالصی کمتر دارم بیشتر به من فشار وارد میاید و ضربه سنگین را من میخورم .و بخاطر همین توصیه میکنیم کمتر وارد مبارزه بشوید و کلا این مبارزه برنده ندارد.

آدمهای منفی که با هم وارد جنگ میشوند در یکدیگر حس بد القا میکنند و ضربه های مهلک به هم میزنند و این چیزها فقط بین دو شخص نیست میتواند بین انسان و یک مجموعه باشد و یا ارگان یا کشور مثل اینکه بگویم من از عربها بدم می اید من احساس بد را دارم و دارم در موردش قضاوت میکنم

بر اساس ورودیها نتیجه میگیرم و فرد را محکوم میکنم و یا آن مجموعه را و یا ارگان را محکوم میکنم مرحله قضاوت را که انجام دادم حکم صادر میکنم و مجازات صادر میکنم و کسی هم ممکن است از این قضیه باخبر نباشد جنگیدن که هیشه با تفنگ و چاقو نیست شکلهای متفاوت دارد اشکال متفاوت دارد مثل فحش و حرف و شکلهای دیگر هم دارد وقتی فرد را محکوم کردم مثل شلیک دکمه موشک است که به خاک طرف شلیک میکنم و منفجر میشود به سمت شهر وجودی شخص و یا ممکن است او کیلومترها از من دور باشد ولی در او احساس انفجار و حس بدی بوجود میآید ممکن است خواب بد ببیند و حس بد داشته یاشد موشکهایی که از حس بد و قلب انسان شلیک میشود حتما اصابت میکند

ولی ممکن است موشکهای واقعی خطا بکند؛ اما در مورد حس اینطور نیست؛ حتی اگر در کهکشانهای دیگر باشد در چشم بر هم زدنی سرعتی که در حلقه های دیگر وجود دارد اینجا همانگونه است آن شخص یا آن سیستم با من علنا وارد جنگ میشوم و منتظر باشم آنها هم به من حمله کنند جنگیدن خیلی تخریب دارد و در آن واحد این جنگ را دارند و چقدر هزینه سنگینی بابت این جنگها انسان میپردازد و خیلی سنگینی بدی انسان پرداخت میکند محصول بدش اینست که صفت و ویژگی بد در من مثل یک قاتل حرفه ای طوری در من قتل انجام میشود که قابل اثبات نیست.

و مدارک علیه شخصی دیگر است و شخص دیگر بازداشت و اعدام میشود این در صور پنهان اتفاق میفتد از لحاظ خبرگی و استادی همانطور است بسیار دقیق .و این معنی این را دارد که قاتل در صور پنهان من با آسودگی در حال گردش است و نقشه های بعدی را طرح میریزد .هم بها برای جنگیدن میپردازم و هم قاتل در حال نقشه ریزی و من در هراسم و این فرایند روی قضاوت بیمورد انجام میشود و اگر من این فرایند را متوقف کنم و دست از قضاوت بردارم و متوقف کنم نتیجه معکوس است آن نور افکن متمرکز بر جای دیگر است و شرایطی مهیا میشود که صفت ناخالص را در خود رویت میکنم.

مشکل اصلی در ز دودن تزکیه و پالایش دیدن تاریکی نیست؛ بلکه ندیدن آن است ؛ که صفات بد را در خود نمی بینم و دست به پالایش نمیزنم مثل قاتلی که لو میرود و کاری از دستش دیگر بر نمیاید پس آنجا که انسان ویزگی بد خود را می بیتد دست به پالایش میزند

ولی اگر عالم و ادم جمع شوند و بخواهند مرا روشن کنند و من باور نداشته باشم نمی فهمم و ربطی به خوب بودن و بد بودن جایی که هستم ندارد .

حتی اگر در جای بدی کار کنم و قضاوت نکنم آن مکان بد برایم به مکان خوب هم بدل میشود .

و هیچ استادی نمیتواند مرا کمک کند و مرا بیدار کند و حقه نفسی که اتفاق میفتد میگوید تو عجب کارشناس هستی و تیز بین و قوی هستی و مچ میگیری و اشکالات را در میاوری وقتی معایب را ایتگونه میبینم کارشناس تیز بین خود را حساب میکنم .مساله فرایندی است که بصیرت انسان را کور میکند .انجام ندادن اینکار چند ماه طول میکشد و حتی سالها نیاز به تلاش و زحمت دارد امیدوارم موفق بشوید و اگربتوانید اینگونه باشید روش زندگیتان شبیه حکما میشود .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :