تبلیغات
سرود عشق،وب لژیون همسفر شهلا - گفت و گو با کمک راهنمای محترم سرکار خانم شهلا
 
سرود عشق،وب لژیون همسفر شهلا
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
درباره وبلاگ


سلام به جمع دوستان محبت، آن عزیزانی که دور هم جمع شده‌اند تا محبت خویش را نشانی از محبت بیکران بدانند، ما همه برای انسان‌هایی چون شما، احترام انسانی، قائل هستیم و امیدواریم این نشان را هیچ وقت از یاد نبرید. فقط توفیق شمارا در پایان این راه از الله می‌خواهیم. در این مکان شما، دل‌هایی هستند که می‌خواهند بدانند که آیا می‌شود به آن درجه، ارتقا یافت که هیچ موضوع دیگری به طور مشکل مطرح نشود؟ البته به دو طریق می‌شود با تفکر و بی تفکر.
به تک تک انسان‌ها میگوییم که در پایان یک نقطه و آغاز نقطه دیگر آتچه با خود می‌خواهند همراه داشته باشند با تفکر و اندیشه باشد، بدون هیچ ترس و خوف می‌توانید به بلندترین سلسله جبال‌ها، راه بیابید.
دعای خیر ما همراه شما می‌باشد.
و این وبلاک متعلق به لژیون همسفر شهلا در شعبه شیخ بهایی اصفهان می‌باشد

مدیر وبلاگ : شهلا شیخ

به نام عشق و محبت

گفت‌وگو با کمک راهنمای محترم سرکار خانم شهلا

به مناسبت هفته راهنما با کمک راهنمای بخش خانواده  سرکار خانم شهلا گفت‌وگویی ترتیب داده‌ایم 

این علم از کوچه‌پس‌کوچه به دست نیامده، بلکه در بستری که کلام آن، گفتار و کردارش همه از عشق است و تمام آموزش‌ها برگرفته از کتاب آسمانی است...


 


با سلام، لطفاً خودتان را معرفی کنید؟

سلام دوستان شهلا هستم همسفر، با بیست‌وپنج سال تخریب و با آنتی ایکس مصرفی شیره و تریاک وارد کنگره شدیم، یازده ماه و یازده روز با کمک راهنمایی آقای علی و خانم الهه عزیز به روش دی اس تی و داروی شفابخش اوتی سفر کردیم و در حال حاضر هم سه سال و نه ماه است که آزاد و رها هستیم.


لطفاً از احوال خود قبل از ورود به کنگره برایمان بگویید؟

من قبل از ورود به کنگره در جهل و نادانی دانستن بودم و همیشه فکر می‌کردم که در همه زمینه‌ها باید به دانایی برسم و بسیار مطالعه می‌کردم، ولی بااینکه همیشه در حال آموختن و مطالعه بودم، از حال خوش و خوبی برخوردار نبودم و فکر می‌کنم که جنس دانایی من قبل از کنگره از جنس شیشه و یا حبابی بیشتر نبود، چون با یک تلنگر یا می‌شکستم و یا خالی و تهی می‌شدم، ولی ازآنجاکه خواسته قوی برای آموختن داشتم، با این مکان مقدس آشنا شدم و متوجه شدم که برای دانستن، اول باید ندانستن را بدانم.


تعریف شما از مقام کمک راهنمایی چیست؟

جایگاه  و مقام کمک راهنمایی مسئله بسیار حائز اهمیتی می‌باشد. به نظر من مقام کمک راهنما همان شال نارنجی است که به گردن اوست. حکایت کمک راهنمایی حکایت عقل، عشق و ایمان است و اطلاعات و علمی که او دارد گنجی از گنجینه‌های کیمیاگری است که از عمق وجود بزرگ استادان عزیزی مثل آقای مهندس و استادان ایشان در اختیار آنان گذاشته‌شده و این علم از کوچه‌پس‌کوچه به دست نیامده، بلکه در بستری که کلام آن، گفتار و کردارش همه از عشق است و تمام آموزش‌ها برگرفته از کتاب آسمانی است.

بنابراین این مقام و جایگاه کمک راهنمایی چیزی جز عشق نیست، یک کمک راهنما با عشق درونی‌اش یک رهجو را آبیاری می‌کند و هیچ‌وقت به مقام و جایگاهش فکر نمی‌کند و یا برای دیده شدن کاری را انجام نمی‌دهد، پس این جایگاه قابل‌ستایش است.


به نظر شما ویژگی یک کمک راهنمای خوب چیست؟

باید وظیفه‌اش را به‌خوبی و به‌درستی انجام بدهد، یک راهنما باید مواظب باشد چون می‌تواند با آموزش‌ها مسیر زندگی شخصی را عوض کند و صفات زشت را به خوب تبدیل کند و یا  برعکس آن را انجام دهد، حسی که بین یک راهنما و رهجو هست، انتقال پیدا می‌کند و یک راهنما باید به پیمانی که بسته استوار باشد و اگر خدای‌نکرده اشتباهی انجام دهد به خودش برمی‌گردد و آقای مهندس می‌فرمایند یک کمک راهنما باید حواسش خیلی جمع باشد که به‌جای راهنما چاه نما نباشد.

همان‌طور که پایه و اساس هستی بر آموزش و خدمت استوار است، ویژگی یک کمک راهنمای خوب هم بر این است که همیشه در حال آموزش و خدمت صادقانه و بلاعوض باشد و هم‌زمان که در حال آموزش دادن هست، آموزش لازم را هم بگیرد.


سه پارامتر عقل و عشق و ایمان چگونه در وجود یک کمک راهنما متبلور می‌شود؟

ما زمانی قادر هستیم از فرمان عقل پیروی کنیم که سه ضلع مثلث معرفت، عمل سالم و عدالت را به نحوی فراگرفته باشیم و این امر هم وقتی صورت می‌گیرد که بتوانیم قوانین و حرمت‌های کنگره را به‌خوبی پیروی کنیم و قوانین را اجرا کنیم و برای رسیدن به عشق سالم باید از تفکری سالم برخوردار باشیم که همان تزکیه و پالایش هست که با احترام گذاشتن به قوانین الهی و پیروی و فرمان‌بردار بودن در جهت حرمت‌ها هست که می‌توانیم با تفکر سالم به ایمان سالم برسیم که ایمان همان تجلی نور خداوند در وجود انسان هست.


کدام کلام یا رفتار کمک راهنمای خود را همیشه الگو و سرلوحه خود قرار می‌دهید؟

مسئولیت‌پذیری و نظم خانم الهه عزیزم همیشه برای من سرمشق بوده. خانم الهه عزیزم همیشه فرمان‌بردار بودند و قدرشناسی را در مقابل کمک راهنمای خودشان، خانم مرجان به ما به‌طور عملی آموزش می‌دادند و آموزشی که من همیشه آن را سرلوحه خودم قرار دادم این بود که ایشان همیشه می‌گفتند، شهلا تو فقط با اجرا کردن آموزش‌هایت می‌توانی معلم خوبی برای دیگران باشی  و همیشه توصیه داشتند که معلم خودت باش و علمت را چماق نکن بر سر دیگران، من عشق و قدرشناسی را خیلی خوب از خانم الهه آموختم و امیدوارم که بتوانم این آموزش‌ها را به‌درستی استفاده کنم و انتقال بدهم.

 

به نظر شما بارزترین ویژگی که در این جایگاه از شما ظاهر شد چه بود؟

به نظر خودم، حس مسئولیت‌پذیری، حالا دیگران چه می‌گویند من نمی‌دانم، این‌که قبلاً خودم را موظف می‌دانستم که باید به دیگران تحت هر شرایطی کمک کنم و خودم را مسئول کار دیگران هم می‌دانستم؛ که در کنگره آموختم من وقتی می‌توانم به کسی کمک کنم که از من کمک خواسته باشند و خدا را شکر این باعث شد که بیشترین توجه خودم را در انجام وظایف خودم در هر جایگاهی به نحو درست انجام بدهم.


چرا در این جایگاه ماندید؟

فقط و فقط برای آموزش گرفتن، چون در کنگره همه‌چیز برای آموزش گرفتن فراهم است، از تازه‌وارد گرفته تا لژیون خدمتگزار و ... هر کس و یا هر چیزی به‌نوعی با رفتار و کردارش به ما در حال آموزش است، فقط کافی است که من خواسته برای آموزش داشته باشم، آن‌وقت حتی صندلی، میکروفون  و درودیوار هم برای ما آموزش می‌شوند.


بهترین خاطره و یا تجربه شما در این دوران تاکنون چه بوده؟

بهترین تجربه و خاطرات من آموزش‌هایی بود که در شعبه نیک‌آباد گرفتم، از زمانی که از اصفهان حرکت می‌کردم تا زمانی که برمی‌گشتم جزو بهترین زمان‌های زندگی‌ام بود، بیشترین آموزش‌ها را از خدمتگزاران و اعضای شعبه نیک‌آباد گرفتم و بسیار از این عزیزان ممنون هستم که به من اجازه خدمت و آموزش را دادند.


چگونه قدر کمک راهنمایی خود را بدانیم؟

این‌که هیچ‌وقت یادم نرود که از کجا شروع کردم و به کجا قرار است که سفر کنم. کلمه قدر از اندازه و جایگاه هر فرد  یا چیزی معنا می‌شود، پس با انجام دادن و عمل کردن به دانسته‌هایم، در جهت درست و صراط مستقیم ارزش و جایگاه کمک راهنمایی را باید حفظ کنم تا ارزش وجودی‌ام حفظ شود.


کلام آخر؟

از وقتی‌که اجازه خدمت کردن در این شعبه به من داده‌شده، احساس تشنگی و عطش آموختن در من بیشتر نمود کرد و خدا را شکر در جمع عزیزان این شعبه هم در حال آموزش گرفتن هستم، از همه شما عزیزان بسیار ممنونم که صادقانه در حال آموزش هستید و کلام آخر، این هفته عزیز و هفته راهنما را به بزرگ استاد عزیزم، آقای مهندس و خانواده گرامی‌شان و به کمک راهنمای مسافرم آقای علی و کمک راهنمای خودم خانم الهه عزیز و تمام کمک راهنماهای گرامی تبریک عرض می‌کنم و بهترین‌ها را از خداوند برای همه آرزومند هستم و همین‌طور از شما که من را لایق این مصاحبه دانستید.



نوع مطلب : مصاحبه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :