تبلیغات
سرود عشق،وب لژیون همسفر شهلا - گزارش لژیون
 
سرود عشق،وب لژیون همسفر شهلا
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
درباره وبلاگ


سلام به جمع دوستان محبت، آن عزیزانی که دور هم جمع شده‌اند تا محبت خویش را نشانی از محبت بیکران بدانند، ما همه برای انسان‌هایی چون شما، احترام انسانی، قائل هستیم و امیدواریم این نشان را هیچ وقت از یاد نبرید. فقط توفیق شمارا در پایان این راه از الله می‌خواهیم. در این مکان شما، دل‌هایی هستند که می‌خواهند بدانند که آیا می‌شود به آن درجه، ارتقا یافت که هیچ موضوع دیگری به طور مشکل مطرح نشود؟ البته به دو طریق می‌شود با تفکر و بی تفکر.
به تک تک انسان‌ها میگوییم که در پایان یک نقطه و آغاز نقطه دیگر آتچه با خود می‌خواهند همراه داشته باشند با تفکر و اندیشه باشد، بدون هیچ ترس و خوف می‌توانید به بلندترین سلسله جبال‌ها، راه بیابید.
دعای خیر ما همراه شما می‌باشد.
و این وبلاک متعلق به لژیون همسفر شهلا در شعبه شیخ بهایی اصفهان می‌باشد

مدیر وبلاگ : شهلا شیخ
یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : شهلا شیخ

بنام قدرت مطلق الله .شرح کامل لژیون دوازدهم تاریخ ۲۷ فروردین یکهزارو سیصد و نود و هفت راس ساعت هفده و سی و پنج دقیقه که با حضور کمک راهنمای محترم خانم شهلا و اعضای لژیون در محل شعبه شیخ بهایی اغاز به کار نمود .

مهندس میگوید موسیقی و صوت بیان نوعی حقیقت است من از وادی هشتم خیلی مطالب نفهمیدم ولی بزرگترین عیبی که در خود دیدم منیت بود اما خواسته داشتم وقتی به کنگره امدم حرکت شروع شد و منیتها کمرنگ شد و فهمیدم امر به معروف کردن صوت خود را میخواهد با صوت مناسب باید حرف زد حس عقل مرا به کار انداخت و باعث شد حسها در من تغییر کنند اگر در گذشته داد میزدم با ورود به کنگره صوت و موسیقی من عوض شد


سلام دوستان شهلا هستم همسفر .با نام و یاد خداوند مهربان ؛هزاران بار خداوند را شکر میکنم که باز هم کنار شما عزیزان هستم شما هم خانواده و خواهران عزیز من هستید و خوشحال هستم در کنار شما هستم .از شما میخواهم همیشه به موقع و سر وقت و حتی کمی زودتر بیایید که انشالا بتونید انچه را که کاشتید برداشت نمایید امروز وقتی امدم و دیدم خانم محبوبه که درحال خدمت هستند بسیار خوشحال شدم و حس و حال خوبی بود .امیدوارم حال خوش این خدمت را خیلی زود دریافت کنند..حالا میخواهم خود خانم محبوبه بگویند که بعد از مدتی غیبت چی شد آمدید و خدمت گرفتید ؟

سلام دوستان محبوبه هستم همسفر ،راستش در سال جدید عهد کردم که حتی در بدترین لحظات و شرایط بد بخندم و از زندگی لذت ببرم .راستش اینقدر حالم بد بود و دپرس بودم که ک دوست داشتم ساعت ۱ ظهر بیایم وقتی امدم رفتم پیش خانم زهرا و گفتم برای خدمت چیزی ندارید ؟انها پرسیدند سفر دومی هستی ؟گفتند بنشین و اسامی را بنویس .من الان حالم بسیار خوب است و خیلی ارامش  زیادی گرفتم .

خانم شهلا پرسیدند شما در لژیون گذشته نبودید از تغییرات خود بگویید در سال جدید چه کردید ؟چه تحولاتی داشتین ؟

سلام دوستان محبوبه هستم همسفر مهدی ،راستش من و همسفرم به هم میگوییم دیگر به کنگره نرو تو هیچ تغییری نکردی و او نیز به من میگوید

من و همسفرم میخواهیم کنار هم خوش باشیم اما یکهو مشکلی پیش می آید و بین من و مسافرم به هم‌میریزد من‌مسیر خودم را میروم و او نیز مسیر خودش را میرود .

خانم شهلا ؛یعنی هیچ تغییری در شما ایجاد نشده ؟

همین که مسافر تو حس کرده که باید درمان شود این خودش بزرگترین تغییر است .

محبوبه ادامه میدهد من بزرگترین تغییری که می بینم این است که صبور شدم گاهی در حین عصبانیت انقدر از کوره در میررفتم که میخواستم ایمان را به زمین گره بزنم الان نه رها شدم .

خانم شهلا ؛اگر مشکلاتی را در خانواده می بینید پیشنهادی برایتان دارم .شناسایی همان مشکلات تغییر است و این نشان میدهد که خانم محبوبه با شناسایی مشکلات توانسته به نقطه تحمل برسد حال شایدآن  نقطه تحمل آنقدر هنوز کامل نباشد اما به مرور بهتر خواهد شد .

 

و من به خانم محبوبه تبریک میگم و این نکته ظریف و کوچک است اما همین گام کوچک برای رسیدن به مرحله بزرگ و بهتری است .پیشنهاد من این است که وقتی میبینید ذهن به مسآله ای مقاومت نشان میدهد آن را بنویسید و بگویید روی آن میخواهم کار کنم امروز اتفاقی برایم رخ داد به فرض  امروز قهر کردم شدت قهر من از ۱۰۰ هشتاد بوده حالامثلا در روز دیگر از ۱۰۰ به شصت رسیده .قبلا یکهفته قهر میکردم حالا مثلا سه روز شده است و این خود تغییر است که ذره ذره است مسافر خود من قبلا طولانی مدت با من قهر میکرد این روند به صورت تدریجی کم شد و حال دیگر حتی اتفاق نمیافتد قهر کردن نوعی رنج است و من خودم از قهر کردن اذیت میشوم و من از مسافرم خواهش میکنم که اگر حرفی برای زدن هست بگوید تا منجر به قهر نگردد چون بیشترین رنج در سکوت است و من با سکوت چیزی نمی فهمم .

سلام دوستان محبوبه هستم همسفر مهدی ؛چیزی که اتفاق افتاده این است که مسافر من به شدت قهر میکند او ۸ سال با من زندگی کرده و همیشه کمبود داشته و همیشه عقب نشینی میکرده را الان میخواهد جبران کند .قهر میکند و آشتی هم نمیکند قبلا قهرها دوساعته بود الان بیشتر شده الان حتی ۳ روز میشود و حرف نمیزند و او میخواهد جبران گذشته بکند او تغییر چندانی نکرده است .

سلام دوستان شهلا هستم همسفر ؛ببینید بعضی وقتها تغییرات خیلی قشنگ خود را نشان میدهند ولی تو به طرف نمیگویی که تو تغییر کرده ای نشان نمیدهید و در حال گیر دادن به نکات بزرگ هستید مگر میشود مسافری که در طول این چند ماه سفر کرده و انجام داده مگر میشود تغییری نکرده باشد !بزرگترین تغییرش این بوده است که مواد را بخشیده .آیا من این تغییر را میبینم ؟دوم اینکه بزرگترین تاریکی را کنار گذاشته است .این قهرها علامت این است که میخواهد دیده بشود .شما اینجور به مسئله نگاه کن .

 

محبوبه میگوید درست است او مواد را بخشیده اما جایگزین دیگری کرده او دایما با موبایلش سرگرم است او وقتی به خانه میاید دائما موبایل در جلو چشمش است گویی نه زنی دارد و نه دو فرزند حتی چای نمیخورد که مبادا از کودک کوچکمان مراقبت کند .

خانم شهلا میگوید ؛تغییر را از خود شروع کنید از امروز تا هفته دیگر دفتری بردارید و بنویسید در دفتری جداگانه اینکار را بکنید و ببینید چه تغییری ایجاد شده است و تغییرات را ببینید به روی مسافرتان بیاورید و سپاسگزاری کنید از همینجا شروع کنید تا نغییرات را ببینید من‌ فکر میکنم او دلش میخواهد خودش را نشان بدهد چون دیدن شما بر روی ضد ارزشهاست؛ بیشتر آنها را می بینید .

 سلام دوستان آذر هستم همسفر ؛امیدوارم مشارکت من کمکی به حال شما بکند و آن اینست که گاهی وقتی من صحبت میکنم آدمها از وضعیت من متعجب میشوند و این خود میتواند به حال شما کمک کند قدر وضعیت موجود خود را بدانید .انتی ایکس مصرفی مادر من متادون است و مصرف متادونش بالاست و همیشه خواب است و بتازگی مصرف کنندگانی را به خانه دعوت میکند مثلا پسر عموی مصرف کننده مرا به خانه راه میدهد تا تریاک مصرف کند و این برای خانواده ما که دختران اغلب فرهنگی هستند و پدر مرحومم مرد ابرو داری بود بسیار تلخ است و این عادت شده و در مقابل اعتراض بقیه هم میگوید به شما ربطی ندارد من در مقابل رفتار مادرم واکنش نشان ندادم خشمم را فرو میخورم و به خداوند پناه میبرم همینطور انتی ایکس مصرفی برادر من شبشه متادون و هرویین است و مدت ۲۶ سال تخریب دارد و بعد از سفرش که خراب شد تازه به کنگره میاید و من و برادرم با هم زندگی میکنیم و با وجود اینکه مصرف بالا دارد اما ما در کنار هم آرامیم ممکن است صحبت زیادی رد و بدل نشود اما حس ها نزدیک هستند و دیگر میداند باید درمان بشود و راهی بجز ورود به کنگره ندارد من از وادی هشتم آموختم که من حسهای بسته داشتم و حس های من با حرکت به سوی کنگره باز شد من فهمیدم اطلاعات و گیرنده هابی که به عقل من فرمان میدادند ناقص بودند .اطلاعات صحیح از کنگره دریافت میکنم حال میبینم در مکانی قرار دارم که درمان اعتیاد را کشف کرده اند چه شعفی بالاتر از این برای من وجود دارد ؟

خداوند را شکر گذاری کنید که به سفر دوم رسیدید من میدانم که راه پر خطر و مشقت است و بقول مهندس خاک خوری دارد تا به جواهر رسبد و من خاک خوربها را به جان دل میخرم .برادرم سفرش را خراب کرد  بعد از ۹ ماه ب کنگره امد و خیلی سخت بود شرایط و خانم شهلا مثل همیشه مرا یار و یاور بودند .

سلام دوستان شهلا هستم همسفر ؛ممنون خانم آذر . سی دی نقطه مشترک را  اگر ندارید تهیه کنید تا قبل از هفته راهنما اینکارو بکنید .گوش کنید تا در دوهفته اینده کار کنیم و همینطور جهان بینی ۱ و ۲ برای هفته اینده .مثلث تاریکی را بنویسبد و کار کنید .در مورد وادی هشتم هم مشارکت کنید به صورت تک تک .تا وادی چهارم را به استادی خانم الهه برگزار کنیم در همین لژیون .

سلام دوستان محبوبه هستم همسفر ؛در وادی هشتم میگوید با حرکت راه نمایان‌میشود پس من برای رسیدن به صلح و ارامش باید پیمانی با خداوند ببندم و یک سری درد دل با خدا بکنم و پیمان ببندم و اگر مشکلی الان دارم بدانم بخطر اعمال گذشته من است و در صدد جبران بربیایم و برداشت دیگر من این است که اگر شیطان بر سر راهم قرار گرفت بدانم که باید داه مستقیم را بشناسم و در مسیر درست حرکت کنم اگر تاریکی نبود روشنایی را لمس نمیکردیم که به کنگره بیاییم تلاش کنیم و سی دی کار کنیم یک دلنوشته خواندم از یک‌مسافر که نوشته بود از طبیعت الگو بگیریم مانند همان قطره که از ابر چکید و در انتها به اقیانوس برگشت و من از سختی نهراسم .

سلام زهره هستم یک‌همسفر ؛در سکون چیزی شکل نمیگیرد در حرکت انجام‌میگیرد .انسان صاحب اختیار است مینواند دنبال ارزش برود یا ضد ارزشها که همان فسق و فجور است .یا دنبال محبت و ارزش برود .

 سلام دوستان آذر هستم همسفر ؛مهندس میگوید موسیقی و صوت بیان نوعی حقیقت است من از وادی هشتم خیلی مطالب نفهمیدم ولی بزرگترین عیبی که در خود دیدم منیت بود اما خواسته داشتم وقتی به کنگره آمدم حرکت شروع شد و منیتها کمرنگ شد و فهمیدم امر به معروف کردن؛ صوت خود را میخواهد با صوت مناسب باید حرف زد حس عقل مرا به کار انداخت و باعث شد حسها در من تغییر کنند اگر در گذشته داد میزدم با ورود به کنگره صوت و موسیقی من عوض شد ولی بعدها فهمیدم علم‌من و مدرک من بی فایده بود و حرکت موثر برای من کمک از قوه تفکر است .مهندس میگوید مگر حریف معتاد شدن الکی است ؟حال مسافر من به من دقت میکند چه میپوشم و ماشین را آماده میکند برای من .و این عالی است .من با نگاه محبت امیز جبران نگاههای خشمگین گذشته را میکنم با کمک به زمین کنگره جبران خسارت میکنم حال دیگر اگر پولی به مسافرم میدهم بلاعوض میدهم قبلا آزار میدیدم و زورم میامد حالا یاد گرفتم در چه زمان و در کجا اینکار رو میکنم خانم نسیم در مشارکت حرف از پیمان زدند من درست متوجه نشدم اما دوست دارم روزی من بشود و من هم پیمان ببندم .

سلام دوستان محبوبه هستم همسفر مهدی ؛خانم آذر سوال دارم چگونه حس خودت را باز کردی این حس چیست که همه میگویند ؟

سلام دوستان آذر هستم همسفر ؛خانم محبوبه با تمامی وجود تو را حس میکنم من هنوز گریه میکنم از زمانی که به کنگره امدم اشک‌میریختم و این مربوط به تغییر حس من است گریه غم نیست؛ گریه جلای دل است چگونه میتوانم با وجود راهنمایی چون خانم شهلا و انرژی گرفتن از هم لژیونی ها حسهای من تغییر نکند و یک چیز دیگر در من در هم شکست و آن منیت بود وقتی منیت من رفت آموزش اتفاق افتاد در قالب گوش دادن به سی دی و نوشتن آنها و حرکت در مسیر  .آنها را مینویسم و باعث شده رو تک تک آنها و جملات تاکید داشته باشم .دیگر برای اهمیت ندارد که مسافرم گریز زد یا نزد و خانواده من دایم‌میپرسند او هنوز مصرف میکند ؟

 

سلام دوستان شهلا هستم همسفر ؛ببینید یکی از راههای باز شدن حس تزکیه و پالایش است میدانید که ما ۵ حس درون و ۵ حس بیرونی داریم .چشایی بویایی شنوایی ....بعضی با چشم آنچه که نباید ببینیم می بینیم با گوش آنچه نباید بشنویم می شنویم و حس را الوده می کنیم این لیوان زیبا که برای من آب اوردند را میبینم و لذت میبرم از نقشهای روی لیوان و رنگ آن .قبلا اینگونه نبودم و این حسها رو نمیکردم پس با پالایش چیزهایی رو که قبلا نمی دیدی میبینی با این پا هر جایی نباید رفت با زبان هر چیزی نباید گفت تا حس خراب نشود

سلام دوستان زهرا هستم همسفر ؛من از مشارکت خانم نسیم خیلی لذت بردم و بسیار به دلم نشست دلم میخواهد با خداوند پیمان ببندم و آن کار را انجام دهم حال مرا خوب میکند گناهانم را بنویسم و پیمان ببندم .

سلام دوستان الهه هستم همسفر حسین ؛من در این وادی یاد گرفتم که حرکت ما به کنگره در اثر حرکت مسافرانمان بوده است دلم میخواهد در لژیون شما بیشتر کار کنم .و ذره ذره که کنفرانس میدهم حرکتم بهتر میشود پس از دیدن مهندس و رهایی از تهران حس میکنم خیلی بهتر از قبل قدم‌ بر میدارم و انشالا به ثمر بنشیند .

سلام دوستان شهلا هستم همسفر ؛وادی هشتم و تاثیرش روی من این بود که وقتی خداوند انسان را خلق کرد شیطان سر به شورش برداشت یعنی از قانون سجده به انسان سر پیچید و گفت من از اتشم چگونه به خاک سجده کنم این نشان میدهد هر جا ما از قوانین سرپیچی کنیم و شورش کنیم باعث بحران در زندگی میشود .و شیطان رانده شد از بهشت ولی بخاطر ۶ هزار سال عبادت شیطان خداوند اجازه میدهد که باشد تا بر روی زمین انسانها را گمراه کند ولی خداوند بخاطر نیرویی که اختیار نام دارد و به انسان بخشید خیالش بابت انسان راحت بود
 بقول خانم سمیرا اگر دیدیم حالمان بد است باید به خودمان سر بزنیم ببینیم چه کرده ایم چه نیروی منفی بر ما چیره شده کجا رفتیم و با چه کس سخن گفتیم .در اخر وادی هشتم از پیمان بستن گفته است که انشالا در سفر دوم‌ میشود بعد از پیمان بستن راهنما سفر دومی ها پیمان ببندند و من میخواهم در تابستان انجام بدهم .اجازه از راهنما میخواهد و نامه کتبی از مهندس اما چیزی که هست ما دایم در لژیون کار میکنیم و من از شما میخواهم منفی ها را بنویسید مثبت هارا بنویسید و خود را پالایش کنید یعنی یک پیمان کوچک .انشالا قبل ماه رمضان من هم پیمان ببندم دیده ام افرادی که انجام دادند به حال خوش رسیدند .


حال لژیون را به خانم الهه میسپارم تا در مورد وادی چهارم استادی جلسه را بعهده بگیرند .

سلام دوستان الهه هستم همسفر ؛وادی چهارم میگوید در مسائل حیاتی ،به خداوند سپردن یعنی سلب مسوولیت از خویشتن .باید خودمان در هر کاری مسوولیت کار خود را بعهده بگیریم چون در وادی های قبل یاد گرفتیم که از قوه تفکر خویش استفاده کنیم در این وا دی میخواهد بگوید که اگر ما در زندگی دچار مشکل شدیم اول باید تلاش کنیم و در راستای مشکل قدم برداریم اگر من بنشینم و بگویم خدا درست کند نمیشود این راه نادرست است .

ادامه سخنان خانم الهه ؛ما روشهای درمان مختلفی را امتحان کردیم و دیگر میدانیم درمان با ترک کردن‌متفاوت است و فردی که ترک‌میکند درمان نشده است خداوند میگوید تو راه درمان را پیدا کردی حال در راستای خواسته ات حرکت کن از تو حرکت از من برکت .ما باید شروع کنیم و تلاش را در هر صورت انجام بدیم چه مشکلات خانوادگی باشد چه بیماری باشد خودمان باید تلاش و حرکت کنیم ‌.مردی در خانه میخوابد و میگوید من مشکلات زن و فرزند را بخدا میسپارم این نمیشود و غلط است درست است که خدا مارا افریده اما نعمت را در زنبیل قرار نمیدهد و بفرستد ما باید خود پی روزی برویم .گاهی کاری را اصرار میورزیم که انجام شود اما صلاح و مصلحت ما در انجام ان نیست .و حرکت و یا راه ما درست نیست و میخواهیم کارمان درست بشود .پس اگر راه درست باشد نتیجه میگیریم شکایت و گله بیفایده است چیزی جز صراط مستقیم نیست .راز و نیاز کنیم و در صراط حق حرکت کنیم .همینطور که من خوبی میخواهم باید برای دیگران هم بخواهم .حتی اگر به ضرر ما باشد .گاهی شکایت میکنیم که چرا چیزی که میخواهیم اتفاق نمی افتد گاه اذن و دستور ان صادر نشدباشد .

سلام دوستان اذر هستم همسفر ؛سوال دارم خانم الهه .من سلب مسوولیت از خویش نکردم و در زندگی رنج بردم .میخواهم بدانم کجای کار من خراب  و اشتباه بوده که من تشنه محبت مادرم و او سراغ مرا نمیگیرد و میبینم دوستانم همیشه با مادرانشان در تماس هستند .پدرم قبل از فوتش خانه را به مادرمان سپرد و ما کسی بجز او نداربم .من چطور با این حس کنار بیایم من مادر میخواهم .من از جلسه خواهرانم بیرون شدم چون غیبت نمیکنم و میخواهم بدانم مشکل من از کجا بوده ؟


سلام دوستان الهه هستم همسفر ؛یک نکته هست .من خودمم این مشکل را دارم ما ۵ خواهریم و ما هم مشکلی شبیه تو داریم .ما عادت کردیم که هر روز با مادر تماس میگیریم و ما همیشه محبت میکنیم و جویای احوالیم اما همیشه گله هست که این رابطه یکطرفه است .خانم اذر مادر شما مصرف کننده و بیمار است و راهکار خانم شهلا برای من اثر بخش بوده مادر من بیشتر به پسرها توجه دارد نه دخترها .میگویم چرا در بیماری پسرم جویای احوال نیست .راهکار خانم شهلا این بوده که شما از خودت بیشتر مایه بگذار با کلام محبت اینکار را بکن .در توان خودت اینکار را بکن حتی اگر یکطرفه باشد من ۲۰ درصد با این روش موفق بودم .

مادرم خواسته اش از من با وجود یک فرزند بیمار بالاست و در بیماری فقط مرا میشناسد .بنظرم برای مادر هر چه بکنی کم است .
سلام دوستان شهلا هستم همسفر ؛من یک‌کلمه را میگویم و چند بار در لژیون تاکید کردم ایا یادتان هست ؟محبت باید به اندازه و به موقع و بلاعوض باشد مثل خورشیدی که خداوند بر سر بندگان میتاباند .هم به سر گناهکار و هم به سر بیگناه میتابد .محبت وقتی دچار مشکل میشود یا گیرنده مشکل دارد و یا فرستنده .حال اگر من فرستنده هستم ممکن است گیرنده دچار مشکل باشد و حس بسته باشد .مادر تو بخاطر اعتیاد دچار مشکل است و زمین و زمان را مقصر میداند شاید شما محبت را معامله میکنی و این غلط است .ما در کنگره آموزش گرفتیم با نیروی اختیار یا محبت کنیم یا نکنیم هر کاری میکنی باید بدون قید و شرط عمل کنی .یک روز زنگ زدی گاهی زنگ نزنید تا یادشان بیاید .حس را پالایش کنید تا دریافت درست اتفاق بیفتد

باید اموزشهای بیشتر بگیری تا نقطه تحمل بالا برود در وادی چهارم میگوید بندگان نسبت به هم مسئولند و این دو طرفه است .خداوند بر حسب توانایی ها و دانایی ها در اختیار من گذارد ممکن است ظرف وجودی کوچک باشد .

سلا م دوستان شهلا هستم همسفر ؛در مورد محبت کردن باید خودم سرشار از ارامش و محبت باشم تا این را بتوانم انتقال دهم .در لژیونهای قبل راجع به این مسئله کار کردیم و خانم محبوبه نبودند .باید ببینی با چه حس و حالی میخوابی؛ بیدار میشوی .به خودمان سری بزنیم .اگر به خرید میرویم با چه حسی میرویم ؟آیا  با حس مسئولیت پذیری  اینکار انجام میشود ؟وقتی  مسئو لیت کاری را پذیرفتیدبه آن کار بله گفتید مسئولیت یعنی مورد سوال قرار گرفتن .من اشتباهی که راجع به فرزندانمان کردم این بود که نتوانستم از لحاظ مسولیت ایجاد تعادل کنم .حال یاد گرفته ام مسولیت ببخشم .من احساس گناه میکردم و تمام امور خانه را  ب دوش میکشیدم چکها را پاس میکردم و غذا میپختم .محبت یکردم اما به اندازه نبود  با اموزشها در کنگره یاد گرفتم کجا محبت کنم و معامله نکنم در محبت .امسال عید برنامه ای پیاده کردم و سعی کردم دانایی موثر باشد یک شعار سال قرار دادم دوستت دارم و عاشقتم را شعار سال خانواده قرار دادم در مهمانی ها پدرم با وجود ۷۰ سال سن این را اجرا کرد و همیشه کنار مادرم مینشیند و میگوید دوستت دارم .حسها را درست کنیم تا دربافت درست باشد حال پدرم به روی خود می اورد و محبت ابراز میکند دوستت دارم و عاشقتم را به مادرم میگوید و فامیل تعجب میکنند .من به قم رفتم عمه من مشکلات فراوا انی داشت و افسردگی .با محبت و لبخند واقعی جلو رفتم در مراسم ختم با حس قشنگ‌جریان قشنگی اتفاق افتاد .در مراسم برکت دادن عشق را انجام دادم کم کم ارامش من انتقال داده شد و در مراسم عزا داری خنده به لب عمه من جاری شد .وقتی پر از عشقی عشق جاری میشود

سلام دوستان محبوبه هستم همسفر ؛مادرم به من‌میگوید تو از بس به مسافرت محبت کردی او رویش زیاد شده است .و مرا سرزنش میکنند.و مشکل اینجاست آنها که اموزش کنگره نگرفتند نگاهشان متفاوت است . ‌

سلام دوستان شهلا هستم همسفر ؛اگر هنوز حالتان بد است حس هایتان خراب است .آنچه در وجود شما است مشکل دارد باید ببینید کجای کار اشتباه بوده و مثالهایی از خانواده و نزدیکان در مورد حسهای آلوده زدند . وقتی کلماتی که بر زبان میاورید با حس خوب باشد تاثیر خود را خواهد گذارد .حسهای خود را بنویسید و روی ان کار کنید سی دی حس مهندس و اقای امین را گوش کنید .

سلام دوستان محبوبه هستم‌همسفر ؛من هنوز مفهوم حس را نمیدانم چه کنم ؟

سلام شهلا هستم همسفر ؛حس یک گیرنده است مثال خیلی ساده که می توان برای آن زد این است که برای تشخیص غذای سالم و ناسالم از حس بویایی متوجه این سالم بودن و نبودن میشویم یا برای دیدن از حس بینایی ،برای شنیدن از حس شنوایی،حس اولین نیروی بکار گیری قوه عقل می باشد.

سلام دوستان اذر هستم همسفر ؛من میدانم حسهای من الوده شده در مورد مادرم و باید بیشتر کار کنم .در مورد مسافرم با حس نیازهای او را درک میکنم مثلا او به استراحت نیاز دارد .
سلام دوستان الهه هستم همسفر ؛وقتی میبینم فرزندم شاد است من شاد میشوم حسهای خوشحالی در دیگران به من شا دی میدهد .وقتی شیر به فرزند میدهی این بهترین حس دنیاست .وقتی فرزندت بیمار است چگونه ای ؟ان حال همان حس است ‌.در زندگی روزمره حسها با ما همراه است .


نویسنده همسفر آذر

خانم شهلا ؛تشکر میکنم از خانم الهه و بسبار استادی خوبی داشتند و تبریک‌میگویم و عالی بود .باید یاد بگیرید استادی خوبی داشته باشید چون از لژیون باید استاد داشته باشیم تا بتوانیم به موقع استفاده کنیم .ممنونم عالی بود




نوع مطلب : گزارش لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :