سرود عشق،وب لژیون همسفر شهلا
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
درباره وبلاگ


سلام به جمع دوستان محبت، آن عزیزانی که دور هم جمع شده‌اند تا محبت خویش را نشانی از محبت بیکران بدانند، ما همه برای انسان‌هایی چون شما، احترام انسانی، قائل هستیم و امیدواریم این نشان را هیچ وقت از یاد نبرید. فقط توفیق شمارا در پایان این راه از الله می‌خواهیم. در این مکان شما، دل‌هایی هستند که می‌خواهند بدانند که آیا می‌شود به آن درجه، ارتقا یافت که هیچ موضوع دیگری به طور مشکل مطرح نشود؟ البته به دو طریق می‌شود با تفکر و بی تفکر.
به تک تک انسان‌ها میگوییم که در پایان یک نقطه و آغاز نقطه دیگر آتچه با خود می‌خواهند همراه داشته باشند با تفکر و اندیشه باشد، بدون هیچ ترس و خوف می‌توانید به بلندترین سلسله جبال‌ها، راه بیابید.
دعای خیر ما همراه شما می‌باشد.
و این وبلاک متعلق به لژیون همسفر شهلا در شعبه شیخ بهایی اصفهان می‌باشد

مدیر وبلاگ : شهلا شیخ
جمعه 21 مهر 1396 :: نویسنده : شهلا شیخ

به نام قدرت مطلق الله

برداشتی از سی دی هفت خوان به قلم همسفر آذر




اگر فرمان‌ها را به‌دلخواه خودمان انجام بدهیم اشتباه بزرگی مرتکب شده‌ایم مثل مسافری که عمداً کیلومتری از شهر خارج می‌گردد که روزه نگیرد تا سرپیچی کند و یا راهنما چیزی می‌گوید و ره‌جو فرمان‌برداری نمی‌کند و مطیع نیست و خود هدایت می‌کند اگر قوانین کنگره را به‌دلخواه تغییر بدهید به درمان نمی‌رسید در تفکرات خود تجدیدنظر کنید

برداشت من از سی دی هفت‌خان: هر انسانی از روز ازل سفری آغاز می‌کند که تعیین‌شده است یکی گروهی است و دیگری انفرادی و انسان باید از بعضی مسائل خود به‌تنهایی بگذرد و کاملاً شخصی است مثلاً در شاهنامه اسفندیار از ۷ خوان باید عبور کند و تا خوان اول را نگذراند و عبور نکند خوان بعدی را نمی‌تواند طی کند انسان نیز همین‌گونه است در مواجه با مشکلات زندگی اگر نتواند مرحله اول را به‌درستی طی کند وارد مراحل بعدی شود.

و نیز اگر کسی مشکل او را حل کند او نمی‌تواند وارد خان بعدی شود زیرا باید انسان به‌تنهایی مسائل خویش را حل کند تا ظرفیتی در او شکل بگیرد تا بتواند وارد خوان بعدی شود

تابه قدرت برسد زیرا این مسئله در کائنات جا دارد و دیگران نمی‌توانند مشکل دیگری را حل کنند زیرا هیچ نفسی بار نفس دیگری را بر دوش نمی‌کشد.

انسان‌ها دائم در حال حل مشکلات خویشتن خویش هستند اسفندیار وقتی وارد خان دوم شد مشکلات بیشتری را باید حل می‌نمود که همانا کشتن شیران بود سلسله‌مراتب سخت‌تر می‌شود و در پایان وارد رودی مخوف می‌گردد. درمان اعتیاد نیز چنین است اما داستانی دران نهفته است آموزنده و مهم مثل داستان رستم.

پیام این سی دی این است پایان هر مشکل سرآغاز مشکل دیگری است تا زمانی برسد که دیگر مشکل به آن پررنگی نیست نگوییم خدایا چرا؟ چون آن مشکل جهشی ایجاد می‌کند برای پیشرفت کارها را باید ذره‌ذره انجام داد و به اتمام رساند تا کار بعدی را شروع کنیم و ما موقع وارد خان بعدی می‌شویم که قبلی‌ها را حل کرده باشیم تا مسائل قبلی را حل نکرده باشیم بعدی امکان‌پذیر نمی‌شود مثل کسانی که به دنبال گنج هستند اگر تنها یک‌باره به گنج برسند به دلیل نداشتن ظرفیت و پتانسیل موجود نابود می‌شوند و آن گنج باعث نابودی انها می‌شود مثل مسئولیت‌ها در کنگره که باید طرف ظرفیت پذیرش وجودی تنها را داشته باشد وگرنه ایجاد تخریب می‌کند مثلاً یک دبیر جلسه و یا نگهبان و مهماندار باید ظرفیت داشته باشد.

اگر ظرفیت نباشد مثل خان اول توسط گرگ‌ها کشته می‌شود. مرحله اول ک زلزله یا گردباد میاید فروکش کرده و مرحله بعدی میاید انسانی که هیچ کاری نمی‌کند و می‌خورد و می‌خوابد به مشکل دچار می‌شود باید حتماً کاری کرد.

ما دو رقم باران‌داریم باران بی‌موقع که لعنت الهی است و باران به‌موقع که رحمت الهی است بعضی‌اوقات باران که رحمت خداوندی است لعنت خداوند می‌شود اما ابرهای تیره باید کنار بروند تا رحمت ببارد و همیشه ما به یک نیروی قوی معتقد باشیم و به ۳ نیروی مهم که عبارت‌اند از خواست و تقدیر و فرمان الهی باوجوداینکه سرنوشت‌ها با خواست انسان رقم‌زده می‌شوند اما گاه مطالبی پشت پرده هست.

برای یک نخل هم همین است وقتی رطب به نخل رسید باید چیده شود یعنی کار در زمان خودش باید انجام گیرد مثلاً سفر در کنگره ۱۱ ماه است اگر زمانش بگذرد خراب می‌شود. صیر و برنامه‌ریزی و نقشه مهم است.

خود را با هستی مقایسه کنید. تفکر شما تفکر هستی است. کسی نمی‌تواند سر هستی کلاه بگذارد اگر فکر می‌کنید سر هستی کلاه بگذارید و از راه حیله و غیرمستقیم وارد می‌شوید این کار امکان‌پذیر نیست. این تفکر باطل و غلط است شاید در کوتاه زمان امکان‌پذیر شود ولی نهایتاً به شکست می‌رسد. برای نیروهای درون از مسائل مثبت و صراط مستقیم و درست باید کمک گرفت.

اگر فرمان‌ها را به‌دلخواه خودمان انجام بدهیم اشتباه بزرگی مرتکب شده‌ایم مثل مسافری که عمداً کیلومتری از شهر خارج می‌گردد که روزه نگیرد تا سرپیچی کند و یا راهنما چیزی می‌گوید و ره‌جو فرمان‌برداری نمی‌کند و مطیع نیست و خود هدایت می‌کند اگر قوانین کنگره را به‌دلخواه تغییر بدهید به درمان نمی‌رسید در تفکرات خود تجدیدنظر کنید

راهنمایانی که با ره‌جوی خویش به پارک و تفریح می‌روند خاطی هستند و قادر نیستند شاگردان خود را به رهایی برسانند تنها شاگردان را به‌جای مرغزار به مسلخ گاه می‌برند ما در آینده نیاز به اکادمی تفکر و پول‌داریم. همچنین تصور نکنید اگر عمل صالح انجام دادید مشکل باوجود نمیاید اصلاً چنین نیست اگر مشکلی در مسیر عمل صالح ایجاد شد حتماً حل می‌شود چون همه انسان‌ها خوب نیستند و همه انسان‌ها بد نیستند همان‌گونه که سرزمین‌های سوزان و یخبندان تبدیل به سرزمین آباد نمی‌شود

با تعلیم و تربیت است که می‌توان تغییر ایجاد کرد ما وقت داریم که به امور دیگری بپردازیم و امورات کنگره را اداره کنیم مابه همه حیوانات ترحم می‌کنیم ولی اگر سگی به ما حمله کرد مجبوریم با چوب‌دستی به آن حمله کنیم همیشه نمی‌شود محبت کرد نمی‌توان گفت صدبار اگر توبه شکستی باز ای؟ تا جایی که طرف ادراک دارد و قابل‌درک و فهم است باید محبت کرد.

پایان





نوع مطلب : سی دی های آموزشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :