سرود عشق،وب لژیون همسفر شهلا
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
درباره وبلاگ


سلام به جمع دوستان محبت، آن عزیزانی که دور هم جمع شده‌اند تا محبت خویش را نشانی از محبت بیکران بدانند، ما همه برای انسان‌هایی چون شما، احترام انسانی، قائل هستیم و امیدواریم این نشان را هیچ وقت از یاد نبرید. فقط توفیق شمارا در پایان این راه از الله می‌خواهیم. در این مکان شما، دل‌هایی هستند که می‌خواهند بدانند که آیا می‌شود به آن درجه، ارتقا یافت که هیچ موضوع دیگری به طور مشکل مطرح نشود؟ البته به دو طریق می‌شود با تفکر و بی تفکر.
به تک تک انسان‌ها میگوییم که در پایان یک نقطه و آغاز نقطه دیگر آتچه با خود می‌خواهند همراه داشته باشند با تفکر و اندیشه باشد، بدون هیچ ترس و خوف می‌توانید به بلندترین سلسله جبال‌ها، راه بیابید.
دعای خیر ما همراه شما می‌باشد.
و این وبلاک متعلق به لژیون همسفر شهلا در شعبه شیخ بهایی اصفهان می‌باشد

مدیر وبلاگ : شهلا شیخ

خلاصه وبرداشت سی دی لنگر کشتی را بکشید: به قلم زیبای همسفر آذر

همانطور که انسان دارای ویژگی‌های مثبت و منفی است دارای یک ویژگی دیگری نیز هست که معمولاً اغلب ما دارای این ویژگی هستیم و آن اینست که انسان ها ساده لوحی هستیم . ما انسان‌ها شدیداً تحت تأثیر کلمات هستیم و سریعاً دگرگون می‌شویم و افکار و عقایدمان دگرگون می‌شود . پس انسان خرترین موجود است یعنی خیلی ساده لوح است .جهالتش هرچه بیشتر ساده لوح تر است. اما انسان اینگونه است مثلاً در منزلتان نشسته‌اید فردی میاید و می‌گوید فلان شخص بر ضد شما فلان چیز را گفته است ما بدون تفکرآن دوست مهربان برآیمان تبدیل به دشمن می‌گردد و واکنش نشان می‌دهیم و شروع به حرف زدن می‌کنیم.

این نشانه این است که مطالبی که به ما منتقل می‌شود سریعاً در ما ایجاد تغییر می‌کند یا عکس آن نیز مصداق دارد از کسی بدمان میاید کسی تعریف آن شخص را می‌کند فوری عقیده ما برمی‌گردد و آن شخص برای ما فرشته می‌شود! انسان روی کلمات و عمق آنها اندیشه و تفکر نمی‌کند که چه منظور و غرضی در پس آن نهفته است. ممکن است حرفی باعث بلوا شود و آشوب به پا شود انسان تصورات ذهنی از سخنان دیگران می‌سازد و آن حرف‌ها را بزرگ می‌کند انسان موجود ساده لوحی است بنابراین‌میتوان به راحتی با حرف آن را به هم ریخت. انسان هر چه ساده لوحتر و نادان تر خوش باورتر است. لنگر کشتی تمثیلی از خود انسان است.

ما گاهی بر شرایطی ایده آل و بر سیستمی متعادل و پایدار مدیریت و فرمانروایی می‌کنیم مثل کارخانه ای که نیروها و مواد و ابزار آن آماده سود دهی است ، اما گاهی سیستمی و کارخانه ای را رهبری می‌کنیم که اصلاً مواد اولیه ندارد کارخانه خراب است و دارای بحران است و آنرا می‌خواهیم مدیریت کنیم. پس مدیریت بر دو بخش است : یکی بر سیستم پایدار و دیگری بر سیستم نا پایدار و اینجا مسئله مهمی به بنام مدیریت بحران مطرح می‌گردد .که شرایط و ویژگی آن خاص و بحرانی است مثل نداشتن آب و برق و گاز در منزل یا کارخانه، سیستم به کلی آشفته است. در کنگره بر روی یک سبستم نامتعادل و بحرانی کار می‌شود که آن افراد  خواهان رهایی کنگره هستند.وتمام نوشتار ها ومتون کنگره در این راستا است کنگره در جهت از بین بردن بحران نقش اساسی وکلیدی دارد.

 

افراد سفر اولی در یک سیستم نامتعادل و کاملاً بحرانی هستند و ما تلاش می‌کنیم این وضعیت را ترمیم کنیم، پس نباید انتظار داشت همه چیز آن درست و سر جای خود باشد. مصداق آن نیز بر روی خود ما هم هست مدیریت بر خود ما مدیریت بحران است این یک هنر است که خود فرد و خانواده از بحران خارج شوند تمامی تلاش کنگره ۶۰ همین است و ما خود نقش بسیار کلیدی و سازنده داریم.

پیام: میدانیم که در شرایط مساعدی نیستید در بعد حیات مادی چنین است که می‌بینیم. زندگی در کره زمین و بعد حیات مادی چنین است و همیشه دارای بحران است سیستم همیشه پایدار نیست انسان گاه مانند پرنده ای است بر کشتی سوار. در حقیقت منظور همان روح یا نفس انسان است.

پرنده: روح یا نفس انسان است    و كشتی: تمثیل جسم انسان می‌باشد.

انسان كه مثل پرنده می‌آید و سوار كشتی می‌شود و دنیا را از همان روزنه كشتی و یا از روزنه آن سیستم می‌بیند و مشاهده می‌كند و در افكار و اندیشه خود می‌پذیرد كه بلم را به پرواز دربیاورد

 

 

انسان دنیا را از همین روزنه می‌بیند از روزنه همان سیستم ، و گاه در اندیشه خود می‌خواهد به پرواز درآید گاهی با این بلم در سیر و سفر است . و در بعد روح و جسم در حال سازندگی است و گاه در جای خود می‌ماند و راکد است.و به علت و معلول‌ها فکر می‌کند و گاهی به شکست‌هایش و حتی به پیروزی‌هایش و نیک می‌داند باید مکان را تغییر بدهد و انسان می‌داند باید در گرفتاری‌ها حرکت کند اما اسیر امواج می‌شود و در تنگنا قرار می‌گیرد و طوفان نیز همچنان ادامه دارد و باید به نیروهای درون خود فکر کند و از آنها قدرت بگیرد حال سؤال پیش می اید که مگر می‌شود مصرف کننده ای ازنیروی درون خویش قدرت بگیرد؟

می‌رسیم به همان نقطه تفکر، اینجاست که تفکر پیش میاید. اینجا با ۲ مساله مواجه می‌شویم یکی اینکه من با خود میگویم من محکوم به مرگ و شکست هستم و کاری از من بر نمیاید و از نیروی درونی در جهت منفی وتخریب استفاده می‌کنم و دوم اینکه با تفکر به خود می‌گوید من توانایی خروج از بحران را دارم و خود را نجات می‌بخشم حتی با تکه ای تخته در این پهنه اقیانوس ناگهان قدرتی شگرف میابد و می‌بیند امکان پدیر است و توانایی و قدرت دارد و می‌تواند غلبه کند تا به آخر تلاش می‌کند و خداوند هم به یاری می‌شتابد. پس نکته اینجاست همه چیز در درون ماست چیزی که مارا متحول می‌کند در درون‌و در افکار و اندیشه ماست.

مانند : تشنه ای در کویر که نفسهای آخر را می‌کشد یک مرتبه ندایی می‌رسد که ۴۸ ساعت دیگر آب می‌رسد آن موجود گویی احیا می‌شود از درون زنده می‌شود بخاطر امید، چون او از قدرت درون استفاده کرده است.

اگر هدف و فکر درونی خرید خانه بود می‌خریم حتی افکار منفی به وقوع می‌پیوندند انسان یا تبدیل به آیه یاس می‌شود و یا تبدیل به مثبت نگر و شادی نگر می‌شود پس با نگاه مثبت تغییر کنید حتی قیافه‌ها تبدیل می‌گردد.

اقای مهندس در اینجا اشاراتی به روحیات پدر بزرگوارشان کردند که همواره ایشان در حال زندگی می‌کردند و مثبت نگر و بدون کینه ورزی زندگی می‌کردند.

انسان باید نیروهای الهی درون خود را بررسی کند که چگونه از انها نیرو بگیرد واز آنچه که خداوند در درون ما نهفته سود جوییم و معلمی باشیم برای دیگران و آیندگان و در چهارچوب‌ها سیر نکنیم و در گذشته و در حصارها نباشیم با وسعت دید به مسائل بنگریم و برای کشتی که جسم انسان است و خلاصی از طوفان نوع دیگری باشیم و اگاهی خودمان را تغییر دهیم و انسان به  هم ریخته قبلی نباشیم. تغییرات باید بنیادین و از درون باشد و با کوچک‌ترین حرفی بهم نریزیم. برای این تغییرات میدانیم که راه بسیار مشکل است و سخت ولی برای این تغییر که این کشتی در جا در طوفان مانده است و در حال خورد شدن می‌باشد و لنگر آن  ثابت است، مانند میخ برجا مانده باید لنگر کشتی را کشید و کشتی وجودی را حرکت داد.در جهت ساختن و شروع حرکت در بیکران و آغازی تازه برای جان بخشیدن و وقتی که انسان به مرحله آمادگی و پختگی برسد صدای پای استاد را می‌شنود. نیاز نیست بدنبال استاد بگردد. وقتی آماده باشد خدا استاد را در مسیر  او قرار می‌دهد. خودش میاید وقتی انسان می‌خواهد در صراط مستقیم قرار بگیرد امدادها خود میایند برای حیات بهتر و به سیستم، جان بخشیده می‌شود.

 

گذرگاه زندگی مانند مثلثی سیاه است . سختی و دشواری و مشکلات دارد. همیشه راه باز و فراخ نیست در قرآن هم به گذرگاه اشاره شده است اما این مثلث را از زوایای مختلف می‌توان کشید و شکلی دیگر پدیدار می‌شود و آنچه غیر ممکن است ممکن خواهد شد.

 

هر بلایی سر ما میایید خود ما نقش تاکیدی درآن داریم گاهی از خواسته مشروع خود می‌گذریم و مأخوذ به آداب خود می‌شویم و باعث رنج برای خود می‌شویم؛ که در رویه اختلال ایجاد می‌کند و قابل جبران نیست.

 

ما آنچه لازم بود طبق فرمان ب شما گفتیم معنای جنگ بدون کشته و خونریزی را میدانید اما وقتی تهور مطرح باشد سفر بخوبی انجام می‌گیرد و مشکلات معنا ندارند و محاسبات صحنه به گونه دیگر تغییر می‌کنند.



نوع مطلب : سی دی های جهان بینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :